PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : هرچه مي خواهد دل تنگت بگو



صفحه ها : 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 [14] 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66

Miras
Friday 04 March 11, 11:49 AM
قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیک تر باشم.

بعد از مرگم، انگشت های مرا به رایگان در اختیار ِ اداره ی انگشت نگاری قرار دهید.

به پزشک قانونی بگویید روح ِ مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!

ورثه حق دارند با طلبکارانِ من کتک کاری کنند.

عبور ِ هرگونه کابل ِ برق، تلفن، لوله ی آب یا گاز از داخل گور ِ اینجانب اکیداً ممنوع است.

بر قبر ِ من پنجره بگذارید تا هنگام دل تنگی، گورستان را تماشا کنم.

کارتِ شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!

مواظب باشید به تابوتِ من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.

روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبتِ کسی است که زگهواره تا گور دانش بجُست.

دوست ندارم مَردم قبرم را لَگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!

کسانی که زیر تابوتِ مرا می گیرند، باید هم قد باشند.

شماره ی تلفن ِ گورستان و شماره ی قبر مرا به طلبکاران ندهید.

گواهینامه ی رانندگیَم را به یک آدم ِ مستحق بدهید، ثواب دارد.

در مجلس ِ ختم من گاز ِ اشکآور پخش کنید تا همه به گریه بیُفتند.

از این که نمی توانم در مجلس ِ ختم ِ خودم حضور یابم، قبلاً پوزش می طلبم.

Miras
Friday 04 March 11, 11:58 AM
بـی قـرار ِ هـیچ قـراری نـبوده ام

مـگــر...

قـراری کـه بـا تـو داشتـم و

هـرگـز نیـامـدی!

Miras
Friday 04 March 11, 12:00 PM
بـه نسـیمی هـمه ی راه بـه هـم می ریـزد
کـی دلِ سنگ تـو را آه بـه هـم می ریـزد

سنگ در بـرکه می انـدازم و می پنـدارم
با همـین سنـگ زدن مـاه بـه هـم می ریـزد

عـشق، بـر شانـه ی هـم چـیدن چـندیـن سنـگ است
گـاه می مـاند و نـاگـاه به هم می ریـزد

آن چـه را عـقل بـه یـک عـمر به دست آورده است
دل بـه یـک لحـظه ی کـوتـاه به هـم می ریزد

آه! یـک روز هـمین آه تـو را مـی گـیرد
گـاه یک کـوه به یـک کـاه بـه هـم می ریـزد

Miras
Friday 04 March 11, 12:01 PM
شـوق پـرکـشیـدن است در سرم قـبول کـن
دلشکـسته*ام اگـر نـمی*پـرم قــبول کـن

ایـن کـه دور دور بـاشم از تـو و نبـینـمت
جـا نـمی*شود بـه حجـم بـاورم، قـبـول کـن

گـاه، پـر زدن در آسمان شعـرهـات را
از من، از مـنی کـه یـک کبـوتـرم قبـول کـن

در اتـاق رازهـای تـو سرک نـمی*کـشم
بیــش از آ*نـچه خـواستی نـمی*پـرم،* قـبول کن

قـدر یـک قـفس که خلوتـت به هم نـمی*خورد
گــاه نامه می*بـرم می*آورم،* قــبـول کــن

گفته*ای که عشق ما جداست،* شعرمان جدا
بـی*تـو من نه عاشقم، نه شاعـرم،* قبول کن

آب …

وقـتی آب ایـن قدر گـذشته از سـرم
مـن نمی*تـوانـم از تـو بـگذرم،* قـبول کن

Miras
Friday 04 March 11, 12:02 PM
بــا هـر بـهانه و هـوسی عـاشقــت شــــده ست
فرقـی نمی کند چه کسی عـاشقت شده است

چــیــزی ز مــاه بــودن تـــــــــــو کــم نــمی شـود
گـیـرم که بـرکه ای نــفسی عاشـقت شده ست

ای سـیــب ســـرخ غـلــت زنـان در مــسـیــر رود
یـک شهر تـا بـه من برسی عاشقت شده ست

پــــــــر می کــــشی و وای بــه حــال پــرنـده ای
کز پشت میله ی قفسی عاشـقت شـده سـت

آیـینــــــه ای و آه کـــه هـــــــــــــــرگــز بــرای تــو
فرقی نمی کند چه کسی عاشقت شده است

Miras
Friday 04 March 11, 12:04 PM
آن روز بـا تـو بـودم

امـروز بـی تــوام

آن روز کـه بـا تـو بـودم

- بـی تـو بـودم

امـروز کــه بـی تــوام

- بـا تــوام

Miras
Friday 04 March 11, 12:06 PM
در میان من و تو فاصله هاست

گاه می اندیشم،

- می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری!

تو توانایی بخشش داری

دست های تو توانایی آن را دارد،

- که مرا

زندگانی بخشد

چشم های تو به من می بخشد

شورِ عشق و مستی

و تو چون مصرعِ شعری زیبا،

سطرِ برجسته ای از زندگی من هستی.

Miras
Friday 04 March 11, 01:02 PM
ترا با غیر می بینم٬ صدایم در نمی آید
دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید

نشستم٬ باده خوردم٬ خون گریستم٬ کُنجی افتادم
تحمل می رود٬ اما شب ِ غم سر نمی آید

توانم وصف مرگ جور و صد دشوارتر ز آن٬ لیک
چه گویم جور هجرت٬ چون به گفتن در نمی آید

چه سود از شرح این دیوانگیها٬ بیقراریها؟
تو مه بیمهری و حرف منت باور نمی آید

ز دست و پای دل برگیر این زنجیر جور٬ ای زلف٬
که این دیوانه گر عاقل شود ٬ دیگر نمی آید

دلم در دوریت خون شد ٬بیا در اشک چشمم بین
خدا را از چه بر من رحمت ای کافر نمی آید؟

Miras
Friday 04 March 11, 01:04 PM
ما چون دو دریچه٬ روبروی هم٬
آگاه ز هر بگو مگوی هم.

هر روز سلام و پرسش و خنده٬
هر روز قرار روز آینده.

عمر آینه بهشت٬ اما ... آه
بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه

اکنون دل من شکسته و خسته هست٬
زیرا یکی از دریچه ها بسته هست.

نه مهر فسون٬ نه ماه جادو کرد٬
نفرین به سفر٬ که هرچه کرد او کرد.

Miras
Friday 04 March 11, 01:06 PM
هیـچ جـز یـاد تـو، رویای دلاویـزم نـیست
هیـچ جـز نـام تـو، حـرف طـرب انگـیزم نـیست!

عـشق می ورزم و می سـوزم و فـریـادم نـه!
دوست می دارم و می خـواهـم و پـرهـیزم نـیست.

نـور می بـیـنم و می رویـم و می بـالم شـاد،
شاخه می گـستـرم و بـیـم ز پـائـیـزم نـیست.

تـا به گـیتی دل ِ از مهـر تـو لبـریـزم هـست
کـار با هـستی ِ از دغـدغـه لـبریـزم نـیست

بخـت آن را کـه شـبی پـاک تـر از بـاد ِ سـحر،
بـا تـو، ای غـنچه نشکـفـته بـیامیـزم نـیست.

تـو بـه دادم بـرس ای عـشق ، که با ایـن هـمه شـوق
چـاره جـز آنکـه به آغـوش تـو بگـریـزم نـیست.

Türkücü
Friday 04 March 11, 01:07 PM
قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیک تر باشم.

بعد از مرگم، انگشت های مرا به رایگان در اختیار ِ اداره ی انگشت نگاری قرار دهید.

به پزشک قانونی بگویید روح ِ مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!

ورثه حق دارند با طلبکارانِ من کتک کاری کنند.

عبور ِ هرگونه کابل ِ برق، تلفن، لوله ی آب یا گاز از داخل گور ِ اینجانب اکیداً ممنوع است.

بر قبر ِ من پنجره بگذارید تا هنگام دل تنگی، گورستان را تماشا کنم.

کارتِ شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!

مواظب باشید به تابوتِ من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.

روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبتِ کسی است که زگهواره تا گور دانش بجُست.

دوست ندارم مَردم قبرم را لَگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!

کسانی که زیر تابوتِ مرا می گیرند، باید هم قد باشند.

شماره ی تلفن ِ گورستان و شماره ی قبر مرا به طلبکاران ندهید.

گواهینامه ی رانندگیَم را به یک آدم ِ مستحق بدهید، ثواب دارد.

در مجلس ِ ختم من گاز ِ اشکآور پخش کنید تا همه به گریه بیُفتند.

از این که نمی توانم در مجلس ِ ختم ِ خودم حضور یابم، قبلاً پوزش می طلبم.
بو دوردان وصیت دیییی؟

Miras
Friday 04 March 11, 01:08 PM
می خواهم و می خواستمت تا نفسم بود
می سوختم از حسرت و عشقِ تو بَسَم بود

عشق تو بَسَم بود که این شعله بیدار
روشنگرِ شب های بلندِ قفسم بود

آن بختِ گُریزنده دمی آمد و بگذشت
غم بود که پیوسته نفس در نفسم بود

دست من و آغوش تو! هیهات! که یک عمر
تنها نفسی با تو نشستن هوسم بود

بالله که بجز یادِ تو، گر هیچ کسم هست
حاشا که به جز عشق تو گر هیچ کسم بود

لب بسته و پر سوخته، از کوی تو رفتم
رفتم، بخدا، گر هوسم بود بَسَم بود!

beshiktash
Friday 04 March 11, 01:15 PM
بیر کس وار؟

beshiktash
Friday 04 March 11, 01:17 PM
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

beshiktash
Friday 04 March 11, 01:17 PM
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

beshiktash
Friday 04 March 11, 01:35 PM
یازیق وطنیمیز...
بو سؤزون درین لیگین دوستاقدا آنلادیق بیز !
بیر زاماندا ائله امانی نین اؤزو دوستاقدان تئلفون آچدی اونا دئدیلر " آنان دونیاسین دییشدی."
مسکووانین ، یزدین ، تهرانین ، تبریزین دوستاقلاری یورولدو ، یورولمادی خلیل ریضا ، یورولمادی امانی ،یورولمادی لیسانی ، یورولماییر متین پور ،...
ایندی گونش خانیم الین امانی نین قبرینه قویوب دئییر : سنی تبریک ائدیرم بییم ، ایکینجی اوشاغین اولدو. دنیز بالام سنی سسله ییر.
حسین باغبان گؤرمه دی "عزیز" ی ، امانی گؤرمه دی "دنیز"ی ،
لاپ آجی سی خلیل ریضا قازئت لردن شهیدلرین لیسته سین اوخویوردو گؤزو "تبریز" ینه توخوندو.
حسین خانین قالدی عزیزی ، امانی نین قالدی آرازی ، دنیزی ،اولو تورکون قالسادا فیرنگیزی، قالمادی تبریزی.
خلیل ریضا وطن اوغروندا شهید اولان تبریزی وطنه تاپیشیریب، چیخیش ائدیر.
او آغلامادی ، باغیرمادی ، اؤز خالقینی بو ماتمه چاغیرمادی ، نعره چکدی :
گوزون آیدین آذربایجان تبریزیم سنه قوربان.
اییلمزلیک اولو تورکون قانیندادیر سُویوندادیر
ائله بیل کی اؤز اوغلونون یاسیندا یوخ تویوندادیر
...........
چیخیش ائدیر خلیل ریضا اولو تورک
آذربایجان باشین اوجا.

Miras
Friday 04 March 11, 01:49 PM
چـه خـوب بـود
اگـر بیـن مـن و تـو
نـه رودی بـود و نـه کـوهی
و نـه سایـه هیـچ نا امیـدی
و نـه هیـچ آفـتاب تـند سوزانی
بیـن مـا فـقط راهی بـود
همـوار
و صـاف
و روشن
که قـلب های ما را بـهم می پیـوست
که تـن های ما را بـهم می پیـوست

ولی دیگر مرا امیـد رفـتنی به چنیـن راهی نیـست ...

گام هایـم از رفـتنـی در تاریکی
به ستـوه آمده اند
تنـم آرزوی فـرامـوشی را دارد
ولی هنـوز قلبـم چـون شمـعی
می سوزد
و من بـریـن کـوره راههای نا همـوار
به امیـد دیـدار تـو
روان هستـم.

XAZAL
Saturday 05 March 11, 01:20 AM
چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت انقدر غمگین است ؟ چرا لبخندهایت انقدر بی رنگ است ؟ اما افسوس ... هیچ کس نبود همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره . اری با تو هستم .. با تویی که از کنارم گذشتی... و حتی یک بار هم نپرسیدی چرا چشم هایت همیشه بارانی است!!!؟؟؟

XAZAL
Saturday 05 March 11, 01:21 AM
اگه دیدی بغض کردی ولی دلیل گریه کردن پیدا نمی کنی.. اگه دنبال جایی می گشتی که داد بزنی بدون دل خدا برات تنگ شده می خواد صداش کنی........

XAZAL
Saturday 05 March 11, 01:21 AM
ازکسی که دوستش داری ساده دست نکش شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبورنکن چون شاید هیچ وقت هیچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه

XAZAL
Saturday 05 March 11, 01:40 AM
چه قدر برات نوشته بودم ......
چه قدر از احساسم گفته بودم
همش پاک شد ....همش !
دلم می خواد این پستم لااقل شاد باشه اما هرکاری می کنم نمی تونم شاد بنویسم حتی زورکی !
نمی دونم چرا این روزا دلم سخت میگیره
نمی دونم چرا سهم من از بودن تو یه دنیا دلواپسیه مدامه !
می خوام خودم باشم...
می خوام باز هم غزل بگم..ترانه بنویسم و سر رو شونه های باروون بزارم اما...
از این روزا سهم من فقط شبای خاکستریه !
خودمو گم کردم ...میون این غصه های تلخ!
یه دیوار سرد و بیرحم داره منو از من جدا می کنه .....

کاش میشد برای مدتی نباشم....کاش میشد برای مدتی بمیرم
دیگه از دنیای خودم خسته شدم..
شاید من لیاقت دوست داشتنو ندارم
شاید......
از درودیوار اتاقم خسته شدم ...همه چی بوی غم میده...بوی گریه !
کسی به فکر تنهایی کسی نیست
دیگه تو شبای خاکستریه من هیچ ستاره این نیست
نه...این شبها نه مهتابیه و نه مال من....
باید برم اما به کجا....کجا می تونم فراموش کنم شکستمو
کجا می تونم دور از هیاهو پر بکشم وقتی
آسمونم از من تنها خسته ست .........
من که جز ترانه های زخمی چیزی ندارم فدای چرا!
چرا بودنم را حس نمیکند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

XAZAL
Saturday 05 March 11, 01:45 AM
يه شعر جديد برا تووووووووووووووووووووو
باز بغضی در گلو دارم
باز فريادی در سينه دارم
باز هم ندارمت
باز در دل می خواهمت
باز قطره اشکی گره زده
مانده در گوشه چشمی خسته
چشمی خسته از خواهش ها
بر چهرهای خسته از پرسش ها
در تنی خسته از دويدن ها
با روحی خسته از شکستن ها
لبانم باز ميشوند که بگويند برو
ولی افسوس دلم فرياد ميزند که نگو

XAZAL
Saturday 05 March 11, 01:49 AM
اسمتو چی بگذارم؟
من اسمتو ميگذارم اولين نگاه اولين لرزش دل
يا شايد يه فرشته يه فرشته واسه عذاب روح من
شايدم يه بازيگر خوب تو سردرگمی های زندگی
کجا برم ؟تو اين شهر هزار رنگ کی رو باور کنم ؟
گاهی اوقات بعضی بهونه ها خيلی قشنگن ميدونی چرا؟
به نظر من فقط به خاطر اين که دوست داريم باورشون کنيم
به خاطر اين که باور کردنشون بهونه دست دلمون ميده واسه اينکه باز عاشق بمونيم
نميدونم تا کجا دلها ميتونن تحمل کنن
من کسی ام که هميشه با عقلم تصميم گرفتم ولی اين يه بار بدجوری دلم زور ميگه به عقلم
وای که چه توجيه های خنده داری پيدا ميکنه واسه عقلم گاهی خودم هم خندم ميگيره !!!!
نميدونم نميدونم از کدوم طرفداری کنم

ميخوام اسمتو بگذارم

قشنگترين اشتباه من

XAZAL
Saturday 05 March 11, 01:55 AM
بعد از آن دلشوره های آشنائی
بعد آن دلتنگی دل بهر شادی
بعد آواز دل من از فرار بی صدائی
آمدی ماندی تو در دل همچو آوائی نهانی
بی توامشب من دويدم باز سوی وادی بی همصدائی
ای تو تنها ياوردل کاش ميماندی برايم همچو رويائی خيالی
روز من بی تو تبه شد شب من بی همسفر شد
ای تو تنها خواهش دل بی تو اين دل بی ثمر شد
ياد ايام گذشته ياد ان رويای شيرين نهفته
ميزند خنجر به سينه ميچکد اشکی به گونه
ميدهد هر دم عذابم اين که دل را پس فرستاد
آنکه اول در خراجش کوله باری دل فرستاد
شد دل من پاره پاره در غم تو بی وفايم
شد غم تو باوفاتر از خود تو بی وفايم
ای که اشک ديدگانم شد نثارت
ای که دل را تو شکستی زير آوار غرورت
کاش يکشب ميشنيدی ناله و راز و نيازم
ای خدا تنها ترينم بازش آور من هنوز...............
باز امشب دل من گرفته اين شعر رو پشت کامپيوتر نوشتم ميدونين آدم بعضی وقتها با اينکه شعار ميده که ديگه همه چيز...........
دیگه از نوشتنم خسته شدم
halalix

XAZAL
Saturday 05 March 11, 02:36 AM
سرمشق های آب بابا ٬ یادمان رفت

رسم نوشتن با قلم یادمان رفت

شعر خدای مهربان را حفظ کردیم

اما خدای مهربان یادمان رفت . . .

XAZAL
Saturday 05 March 11, 02:38 AM
تا کجای قصه باید ز دلتنگی نوشت ، تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت ، تا به کی با ضربه های درد باید رام شد ، یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد ، بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار ، خسته از این زندگی با غصه های بی شمار .

beshiktash
Saturday 05 March 11, 12:27 PM
وقتي دلت گرفت بشين به اندازه ي تمام دلتنگيات گريه كن.
براي اينكه كسي اشكاتو نبينه ماهي كوچيكي شو وبه ته دريا برو.
ديگه نه كسي صداتو ميشنوه نه كسي اشكاتو مي بينه:
حالا فهميدي چرا آب دريا شوره؟؟؟

beshiktash
Saturday 05 March 11, 12:33 PM
بعد از آن دلشوره های آشنائی
بعد آن دلتنگی دل بهر شادی
بعد آواز دل من از فرار بی صدائی
آمدی ماندی تو در دل همچو آوائی نهانی
بی توامشب من دويدم باز سوی وادی بی همصدائی
ای تو تنها ياوردل کاش ميماندی برايم همچو رويائی خيالی
روز من بی تو تبه شد شب من بی همسفر شد
ای تو تنها خواهش دل بی تو اين دل بی ثمر شد
ياد ايام گذشته ياد ان رويای شيرين نهفته
ميزند خنجر به سينه ميچکد اشکی به گونه
ميدهد هر دم عذابم اين که دل را پس فرستاد
آنکه اول در خراجش کوله باری دل فرستاد
شد دل من پاره پاره در غم تو بی وفايم
شد غم تو باوفاتر از خود تو بی وفايم
ای که اشک ديدگانم شد نثارت
ای که دل را تو شکستی زير آوار غرورت
کاش يکشب ميشنيدی ناله و راز و نيازم
ای خدا تنها ترينم بازش آور من هنوز...............
باز امشب دل من گرفته اين شعر رو پشت کامپيوتر نوشتم ميدونين آدم بعضی وقتها با اينکه شعار ميده که ديگه همه چيز...........
دیگه از نوشتنم خسته شدم
halalix

دلمو كباب كردي:((:177:

Miras
Saturday 05 March 11, 07:25 PM
آرام تر سکوت کن،

صدای بی تفاوتی هایت

آزارم می دهد ...

Miras
Saturday 05 March 11, 07:30 PM
در چشم های من

تو منتظـــــری..

چــــــراغ را بالا می گیـــــری

تا شایــــد ..

یكی میان این همـــــه سیاهی

آشناتـــر باشد..

آب در چشم های تو حلقــــه بسته است

من فـــرو می ریزم

Miras
Saturday 05 March 11, 07:32 PM
از بس باران خورده ام

در و دیوار شعرهایم باد کرده اند

اما

نه می گذاری بروم

نه می مانی

تا سقف خیالم را تعمیر کنی

Ali.AzarTurk
Saturday 05 March 11, 07:37 PM
آرام تر سکوت کن،

صدای بی تفاوتی هایت

آزارم می دهد ...
خیییییلی زیبا بود این پستت :x

gunes_azer
Saturday 05 March 11, 08:44 PM
səlamlar . hər vəqtiz xeyr olsun.yaşasın bütün zəhmətçəkən doslarımız.və yorulmasınlar

Miras
Saturday 05 March 11, 09:59 PM
پشت تنهایی این پنجره ها

چه به صف آمده غم های دلم

یک نفر نیست مگر پنجره را باز کند

قصه دیدنم آغاز کند؟

دلم از پرده به جان آمد و از شیشه شکست

چشم من خیره به راه ز دلم می پرسد

آخه باید ز کجا تا به کجا

تا به کی تکیه به دیوار در این چله نشست؟

در دلم پنجره ای رنگ سکوت است

سکوت

gunes_azer
Sunday 06 March 11, 08:30 AM
səlamlar. səhəriz xeyr olsun.işallah bu gun həm tirətur və həm şəhredari hər ikisidə utacax.allahın köməliğinən

shahriyaresokhan
Sunday 06 March 11, 02:27 PM
tractor

shahriyaresokhan
Sunday 06 March 11, 02:41 PM
jk;lj

XAZAL
Sunday 06 March 11, 03:51 PM
رفتم مرا ببخش نگو وفا نداشت راهی به جز گریز برایم نمانده بود

می روم

تقدیم به ..
او کسی که خودش میداند




دیگر برای گفتن شعری مجال نیست اکنون برای گفتن این قصه حال نیست

باید به سوزش و سازش نهان کنم غمی جایی برای غصه و قلبی ملال نیست

شاید دلی نیست که تمنا کنم تو را دردی برای شکوه وحرفی ز قال نیست

از آسمان ابری من سنگ می بارد دیگر برای پر گشودن من بال نیست

دل بردی از من و آتش زدی به دل من گر سکوت کنم دلم لال نیست

در فال قهوه من این چنین نوشته اند رفتم نگو وفا نداشت در تو وصال نیست

امشب برای زندگیم تصمیم می گیرم فرصت برای من از ماهها و سال نیست

XAZAL
Sunday 06 March 11, 03:54 PM
تمنای وصالت نیست عشق من نگیر از من
به دردت خو گرفتم نیستم در بند دامانت
شهریار

gunes_azer
Sunday 06 March 11, 04:05 PM
səlamlar. axşamız xeyr olsun

XAZAL
Sunday 06 March 11, 04:21 PM
همیشه میگن خداحافظی از عزیزان خیلی سخته♦
همیشه میگن اونی روکه دوست داری نمیتونی به دست کس دیگه بدی.
همیشه میگن خداحافظی اخر راهه♥
خداحافظ خیلی قشنگه نه اینکه از همه وجودت¸هستیت¸نفست¸خداحافظی کنی♦
ولی من فکرکنم برعکسهhttp://ashenaydirozman.parsiblog.com/category/%D8%AA%D9%88+%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D9%85+%D9%86 %D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D9%88%D9%84%D9%8A+%D9%85%D9%86/NoteEdit/tinymce/js/tiny_mce/plugins/emotions/img/167.gif
من خداحافظی می کنم ولی دلخور نیستم .
من خداحافظی می کنم ولی ازدلم بیرونش نمی کنم

من خداحافظی می کنم واونو به عشقش می سپارم.
ولی ناراحت نیستم چون هنوز دوستش دارمhttp://ashenaydirozman.parsiblog.com/category/%D8%AA%D9%88+%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D9%85+%D9%86 %D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D9%88%D9%84%D9%8A+%D9%85%D9%86/NoteEdit/tinymce/js/tiny_mce/plugins/emotions/img/243.gif
بذارهمه بهم بگن دیونه چه اشکالی داره.
بذار بگن اخه یکی عشق رو دست کسی دیگه میسپاره .
بذار بگن من اصلا عاشق نبودم اون هوس بوده.
ولی من هنوز یه عاشقمhttp://ashenaydirozman.parsiblog.com/category/%D8%AA%D9%88+%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D9%85+%D9%86 %D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D9%88%D9%84%D9%8A+%D9%85%D9%86/NoteEdit/tinymce/js/tiny_mce/plugins/emotions/img/111.gif
دلشکسته نیستم ناراحت نیستم افسرده هم نیستم .
میدونی چرا............
مگه من دوستش ندارم مگه من خوشبختیشو نمیخوام .
مگه من ارزوم ارزوهای اون نیست

پس میذارم بره دنبال عشقش .میذارم بره به ارزوهاش برسه .

میذارم بره که نگه خودخواهم .به خاطر خودم اون رو فدا میکنم.
اخه عشق اجباری نیست دوست داشتن کسی زوری نیست

ولی دلم واسه خودمه هیچکس نمیتونه اونوازدلم بیرون کنه.
ولی خاطره هامون واسه خودمه هیچکس نمیتونه اوناروازم بگیره.
ولی چشمام قاب عکس تصویر اونه هیچکس نمیتونه این قاب عکس رو خالی کنه.
من خودم دل بستم خودمم تاوانش رو پس میدم
حاضرنیستم اون به خاطرمن غصه بخوره.
حاضرنیستم اون به خاطر من اززندگیش دست بکشه.
حاضرنیستم اون به خاطرمن دلش غم بگیره.
حاضرنیستم اون به خاطرمن خودش رو اسیر کنه.
اخه من واسش خیلی کممhttp://ashenaydirozman.parsiblog.com/category/%D8%AA%D9%88+%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D9%85+%D9%86 %D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D9%88%D9%84%D9%8A+%D9%85%D9%86/NoteEdit/tinymce/js/tiny_mce/plugins/emotions/img/104.gif
امادوست دارم بدونه...........
اگرچه تومنودوست نداری برات مهم نیستم

اگرچه توقلبم روشکستی وراحت ...

تومنو دوست نداشته باشی ولی من باخیالت خوشمhttp://ashenaydirozman.parsiblog.com/category/%D8%AA%D9%88+%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D9%85+%D9%86 %D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D9%88%D9%84%D9%8A+%D9%85%D9%86/NoteEdit/tinymce/js/tiny_mce/plugins/emotions/img/243.gif
یکی درارزوی دیدن توست........
.
پس عشق من بخند بذارمن باشادی تو شاد باشم.
پس پرپرواز من ازاد باش تامن به شوق توپرواز کنم
پس گل من شاد باش تامن پرپرنشم.
بخند همیشه بخند دلم بالبخندتو شادمیشه.http://ashenaydirozman.parsiblog.com/category/%D8%AA%D9%88+%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D9%85+%D9%86 %D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D9%88%D9%84%D9%8A+%D9%85%D9%86/NoteEdit/tinymce/js/tiny_mce/plugins/emotions/img/102.gif
یه روزی اگه متوجه عشق پاکم شدی
یه روزی اگه دلت بهونم روگرفت
یه روزی اگه خواستی بگی پشیمونی که پاگذاشتی رو دلم.
بهم بگو اخه همیشه منتظرتم............
اگرهم من رو فراموشم کردی.
اگرهم من روسپردی به دست باد.
اگرهم من رو زیر پات گذاشتی وباازمن بهتر پریدی.
بدون.........
من هیچ وقت نفرینت نمیکنم.
من هیچ وقت خرابت نمیکنم.
من هیچ وقت فراموشت نمیکنم.
خدایا.......

XAZAL
Sunday 06 March 11, 04:22 PM
səlamlar. axşamız xeyr olsun

səlam sizindaaxşamiz kheyr
na khabarlar

XAZAL
Sunday 06 March 11, 04:36 PM
در کشاکش شب های بی ستاره و روزهای ابری چشمانم هنوز دنبال اثری از او می گردد ، نشانه ای که مرا رهنمون شود به سوی آنچه با تمام وجود آن را می طلبم .





از حصار تنهائیم که بیرون می خزم ، سرما تا مغز استخوانم پیش می رود و چنان سردم می شود که گویا هرگز گرم نخواهم شد .


اما باز هم می خواهم به دنبال آن بی نشان تمام شهر غربت را زیرو رو کنم .


با فشار هر قدم بر روی سنگفرش های کوچه های خالی از عبور صدای فریاد برف ها گوشم را پر می کند و ناله وحشی باد دلم را می لرزاند راه سخت و سرد است و پر نشیب و من مصمم به یافتن آن گمشده همچنان می روم.............


نمی دانم چه ساعتی از شب است و نمی دانم چقدر از راه را پیموده ام اما اکنون اینجا آسمان آبی است ، ستاره ها چسمک زنان به چشمان مشتاق من لبخند می زنند و ماه با همان چهره صبور و ثابت همیشگی ردّ پای خسته مرا بر روی برف ها دنبال می کند و من همچنان می روم .


در گوشه ای از سیاهی شب پرتویی از مهتاب راه باریکی را به سوی افق روشن می کند و من با تمام وجود به سوی دست نقره فام مهتاب می دوم .


اینجا چقدر گرم است و چقدر روشن و روی برف ها چه ردّ زیبا و درخشانی تا طلوع خورشید کشیده شده است ، ردّ پایی از عشق که مرا تا کلبه نور می برد .


از زلف پریشان تو آشفته ترم من در کوی تو آشفته چو باد سحرم من


باشد که بیاید ز گلستان تو بویی عمریست که چون باد صبا در به درم من

gunes_azer
Sunday 06 March 11, 09:20 PM
səlamlar. hər vəqtiz xeyr olsun

Miras
Sunday 06 March 11, 11:00 PM
من به درماندگی صخره و سنگ
من به آوارگی ابر ونسیم
من به سرگشتگی *آهوی دشت
من به تنهایی خود می مانم
من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی
گیسوان تو به یادم می اید
من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی
شعر چشمان تو را می خوانم
چشم تو چشمه شوق
چشم تو ژرفترین راز وجود
برگ بید است که با زمزمه جاری باد
تن به وارستن عمر ابدی می سپرد
تو تماشا کن
که بهار دیگر
پاورچین پاورچین
از دل تاریکی می گذر
و تو در خوابی
و پرستوها خوابند
و تو می اندیشی
به بهار دیگر
و به یاری دیگر
نه بهاری
و نه یاری دیگر
حیف
اما من و تو
دور از هم می پوسیم
غمم از وحشت پوسیدن نیست
غمم از زیستن بی تو دراین لحظه پر دلهره است
دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست
از سر این بام
این صحرا این دریا
پر خواهم زد خواهم مرد
غم تو این غم شیرین را
با خود خواهم برد

Miras
Sunday 06 March 11, 11:01 PM
سوز جان بگذار و بگذر
اسیر و ناتوان بگذار و بگذر

چو شمعی سوختم از آتش عشق
مرا آتش بگذار و بگذر

دلی چون لاله بی داغ غمت نیست
بر این دل هم نشان بگذار و بگذر

مرابا یک جهان اندوه جانسوز
تو ای نامهربان بگذار و بگذر

دو چشمی را که مفتون رُخت بود
کنون گوهرفشان بگذار و بگذر

در اُفتادم به گرداب غم عشق
مرا در این میان بگذار و بگذر

به او گفتم حمید از هجر فرسود
به من گفتا: جهان بگذار و بگذر

Miras
Sunday 06 March 11, 11:06 PM
هان چه حاصل از آشنایی ها
گر پس از آن بُوَد جدایی ها

من و با تو چه مهربانی ها
تو و بامن چه بی وفایی ها

من و از عشق راز پوشیدن
تو و با عشوه خودنمایی ها

در دل سرد سنگ تو نگرفت
آتش این سخن سرایی ها

چشم شوخ تو طرفه تفسیری ست
آشکارا به بی حیایی ها

مهر روی تو جلوه کرد و دمید
در شب تیره روشنایی ها

گفته بودم که دل به کَس ندهم
تو رُبودی به دلربایی ها

چون در ایینه روی خود نگری
می شوی گرم خودستایی ها

موی ما هر دو شد سپید و هنوز
تویی و عاشق آزمایی ها

شور عشقت شراب شیرین بود
ای خوشا شور آشنایی ها

Miras
Sunday 06 March 11, 11:13 PM
به روی گونه تابیدی و رفتی
مرا با عشق سنجیدی و رفتی
تمام هستی ام نیلوفری بود
تو هستی مرا چیدی و رفتی

کنار انتظارت تا سحر گاه
شبی همپای پیچک ها نشستم
تو از راه آمدی با ناز و آن وقت
تمنای مرا دیدی و رفتی

شبی از عشق تو با پونه گفتم
دل او هم برای قصه ام سوخت
غم انگیزست توشیداییم را
به چشم خویش فهمیدی و رفتی

چه باید کرد این هم سرنوشتی ست
ولی دل رابه چشمت هدیه کردم
سر راهت که می رفتی تو آن را
به یک پروانه بخشیدی و رفتی

صدایت کردم از ژرفای یک یاس
به لحن آب نمناک باران
نمی دانم شنیدی برنگشتی
و یا این بار نشنیدی و رفتی

نسیم از جاده های دور آمد
نگاهش کردم و چیزی به من نگفت
توو هم در انتظار یک بهانه
از این رفتار رنجیدی و رفتی

عجب دریای غمناکی ست این عشق
ببین با سرنوشت من چها کرد
تو هم این رنجش خاکستری را
میان یاد پیچیدی و رفتی

تمام غصه هایم مثل باران
فضای خاطرم را شستشو داد
و تو به احترام این تلاطم
فقط یک لحظه باریدی و رفتی

دلم پرسید از پروانه یک شب
چرا عاشق شدی در عجیبی ست
و یادم هست تو یک بار این را
ز یک دیوانه پزسیدی و رفتی

تو را به جان گل سوگند دادم
فقط یک شب نیازم را ببینی
ولی در پاسخ این خواهش من
تو مثل غنچه خندید و رفتی

دلم گلدان شب بو های رویا ست
پر است از اطلسی های نگاهت
تو مثل یک گل سرخ وفادار
کنار خانه روییدی و رفتی

تمام بغض هایم مثل یک رنج
شکست و قصه ام در کوچه پیچید
ولی تو از صدای این شکستن
به جای غصه ترسیدی و رفتی

غروب کوچه های بی قراری
حضور روشنی را از تو می خواست
تو یک آن آمدی این روشنی را
بروی کوچه پاشیدی و رفتی

کنار من نشتی تا سپیده
ولی چشمان تو جای دگر بود
و من می دانم آن شب تا سحرگاه
نگارن را پرستیدی و رفتی

نمی دانم چه می گویند گل ها
خدا می داند و نیلوفر و عشق
به من گفتند گل ها تا همیشه
تو از این شهر کوچیدی و رفتی

جنون در امتداد کوچه عشق
مرا تا آسمان با خودش برد
و تو در آخرین بن بست این راه
مرا دیوانه نامیدی و رفتی

شبی گفتی نداری دوست من را
نمی دانی که من آن شب چه کردم
خوشا بر حال آن چشمی که آن را
به زیبایی پسندیدی و رفتی

هوای آسمان دیده ابریست
پر از تنهایی نمناک هجرت
تو تا بیراهه های بی قراری
دل من را کشانیدی و رفتی

پریشان کردی و شیدا نمودی
تمام جاده های شعر من را
رها کردی شکستی خرد گشتم
تو پایان مرا دیدی و رفتی

gunes_azer
Monday 07 March 11, 08:01 AM
səlamlar.səhəriz xeyr olsun

gunes_azer
Monday 07 March 11, 08:04 AM
səhər durdum gördum rəfe ****** olubdi çox sevindim

SHahab
Monday 07 March 11, 08:09 AM
http://brokendell.persiangig.com/image/brokendell.1.jpg

http://olyabek.persiangig.com/image/88/Khastegi.jpg

http://loloyetanha.persiangig.com/jadid1111111111111111111.jpg

SHahab
Monday 07 March 11, 08:19 AM
http://rahgozareroya.persiangig.com/image/talkh.jpeg

http://shahram2006.persiangig.com/faratareshgh/asireshghfaratareshgh.jpg

http://avazeshabahang.persiangig.com/image/9u7xv7.jpg

SHahab
Monday 07 March 11, 08:34 AM
http://www.filehive.com/files/080909/deli-nmonde-beshkani.jpg

http://fc03.deviantart.com/fs12/f/2006/341/e/8/Sonya_by_frida_vl.jpg

SHahab
Monday 07 March 11, 08:37 AM
http://azarteam.com/uploader/image/images/44zakhme_eshgh.jpg
http://www.pic.iran-forum.ir/images/t36sjawj4ysvzsywavvf.jpg

http://studiox.persiangig.com/weblog/Love/2008-05-04-bi-to-bodan-.JPG

SHahab
Monday 07 March 11, 08:38 AM
http://hertcity.persiangig.com/1/16/deborah-mihanblog-com_gham_igd75_2.jpg

SHahab
Monday 07 March 11, 08:43 AM
http://ghurbat.net/uploads/i-miss-u-heart.gif

http://nphoto-media-1.cdn.mobshare.in/76571mis1245126463.jpg

http://smspk.kalpoint.com/modules/wallpapers-submit/images/Alone_Boy-1269247392.jpg

SHahab
Monday 07 March 11, 08:44 AM
http://ashiklar.persiangig.ir/image/3d.JPG

http://ice.mobile9.com/download/media/210/aloneboy_ucr85vet.jpg

SHahab
Monday 07 March 11, 08:48 AM
http://rahravan.com/uploads/posts/2011-02/1296724938_alone-boy.jpg

HaMiD
Monday 07 March 11, 11:13 AM
sardar bala batar ahsilar goimusan yasha:x

buxom2000
Monday 07 March 11, 11:13 AM
یاشاسین ترختور

SHahab
Monday 07 March 11, 11:20 AM
sardar bala batar ahsilar goimusan yasha:x

نوكرم مش حميد جاني جان

SHahab
Monday 07 March 11, 11:34 AM
http://images.blogskins.com/skin_images/658/68/images/JustLeaveMeAlone.jpg

SHahab
Monday 07 March 11, 11:37 AM
در برابر ارزوهام
سکوتی میکنم سنگینتر از فریاد=((

http://amirgig.persiangig.ir/sepideh/new/5.jpg

SHahab
Monday 07 March 11, 11:40 AM
http://fc05.deviantart.net/fs45/f/2009/154/8/7/878bc60984a1905dc01e5544cbbdf862.jpg

تنهایم نگذار
ستاره بی تو مردنیست
دیگر شقایق معنی نمی دهد
دیگر آرزوها پوچند
تنهایم نگذار
من غریبم
تو غربت را نمی دانی
تو خدایی
من غریبم
اگر تنهایت گذاشتم
تنهایم نگذار

SHahab
Monday 07 March 11, 11:43 AM
http://pix2pix.org/my_unzip/12457870176.jpghttp://www.blogfa.com/photo/s/sedaye-khamoosh.jpg

SHahab
Monday 07 March 11, 11:47 AM
http://img03.blogcu.com/images/s/a/r/sarkiprensi/13ded62dd6b0a45bc303c0980ac2b483_1292612064.jpg

http://www.traxtorchi.ir/files/public/1296214566_2208_FT1887_yanan-kalbim.png

SHahab
Monday 07 March 11, 11:52 AM
http://www.huzunbaz.com/resim/albums/userpics/ilkay.jpg

http://img2.blogcu.com/images/b/u/z/buzlucam2224/adszum3hl5hk0_1_.jpg

mahdi-TTTT
Monday 07 March 11, 11:54 AM
یادم باشد حرفی نزنم كه دلی بلرزد...
خطی ننویسم كه آزار دهد کسی را
یادم باشد كه روز و روزگار خوش است
....وتنها دل ما دل نیست....
یادم باشد جواب كینه را با كمتر از مهر ؛ و جواب دو رنگی را با كمتر از صداقت ندهم....
یادم باشد باید در برابر فریادها سكوت كنم و برای سیاهی ها نور بپاشم....
یادم باشد از چشمه درسِ خروش بگیرم و از آسمان درسِ پـاك زیستن....
یادم باشد سنگ خیلی تنهاست...
یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند ..... یادم باشد

:x

SHahab
Monday 07 March 11, 11:59 AM
http://img.blogcu.com/uploads/siirhayattir_x1pxzz39wvdipfwrfhpnd9rapuydmounkgrl8 nvisdpqspnl9vafrav3.jpg

http://raazebaran.persiangig.ir/axveb/raze%20tanhaee%20mard.jpg

DUYGU
Monday 07 March 11, 12:21 PM
دلم هیچی نمی خواد!!

beshiktash
Monday 07 March 11, 01:07 PM
ديوونه کيه ؟
عاقل کيه ؟
جونور کامل کيه ؟
واسطه نيار به عزتت خمارم
حوصله هيچ کسي رو ندارم
کفر نمي گم سئوال دارم
يک تريلي محال دارم
تازه داره حاليم ميشه چيکارم
مي چرخم و مي چرخونم سيّارم
تازه ديدم حرف حسابت منم
طلاي نابت منم
تازه ديدم که دل دارم بستمش !
"راه" ديدم نرفته بود "رفتمش "
"جوانه" نشکفته را "رستمش "
"ويروس" که بود حاليش نبود "هستمش"
جواب زنده بودنم مرگ نيود ! جون شما بود ؟
مردن من مردن يک برگ نبود ! تو رو خدا بود
اون همه افسانه رو افسون ولش !!
اين دل پر خون ولش !
دلهره گم کردن " گدار" مارون ولش !
تماشاي پرنده ها بالاي " کارون" ولش؟
خيابونا ، سوت زدنا ، شپ شپ بارون ولش
ديوونه کيه ؟
عاقل کيه ؟
جونوور کامل کيه
گفتي بيا زندگي خيلي زيباست ! دويدم !!
چشم فرستادي برام
تا ببينم
که ديدم
پرسيدم اين آتش بازي تو آسمون معناش چيه ؟
کنار اين جوي روون نعناش چيه ؟
اين همه راز
اين همه رمز
اين همه سرو اسرار معماست ؟
آوردي حيرونم کني که چي بشه ؟ نه والله !
مات و پريشونم کني که چي بشه ؟ نه بالله !
پريشونت نبودم ؟!
من
حيرونت نبودم ؟!
تازه داشتم مي فهميدم که فهم من چقدر کمه !
"اتم " تو دنياي خودش حريف صدتا رستمه !
گفتي ببند چشماتو وقت رفتنه !
انجير مي خواد دنيا بياد آهن و فسفرش کمه !
چشماي من آهن انجير شدن !
حلقه اي از حلقه ي زنجير شدن !
عمو زنجير باف زنجير تو بنازم
چشم من و انجير تو بنازم !
ديوونه کيه
عاقل کيه
جونور کامل کيه ؟!

beshiktash
Monday 07 March 11, 01:08 PM
صحبت گل سرخ از باران و
صحبت باران از گل سرخ است،
اما هي باد مي*آيد،
آمدن، وزيدن، و افعال ساده*ئي ديگر.
با اين همه، وقتي که وزيدنِ باد ... هي بي*جهت است،
يعني چه!؟ هي علامتِ حيرت! هي علامت پرسش؟

گل سرخ، پياده*ئي مغموم است
گوشه*ي يک پارک قديمي شايد
خواب دامنه*ئي دور از دست را مي*بيند.
پس چرا پي ستاره در پياله*ي آب مي*گردي گلم!؟
يک امشب نخواب و بر بام باد برآ،
سينه*ريز ستارگانِ باکره را به نرخ يک آواز ساده خواهي خريد.

فکر مي*کني من بي*جهت به اين زبانِ هفت ساله رسيده*ام!؟
نه به جان نسيما، نه!
بخاطر همه*ي آن خوابهامان در نيمه*راهِ بيم و باور است که چانه مي*زنم
باد که بيايد، باران که بيايد
تو بايد به عمد از ميان آوازهاي کودکان بگذري
چترت را کنار ايستگاهي در مه فراموش کن
خيس و خسته به خانه بيا
نمي*خواهي شاعر باشي، باران باش!
همين براي هفت*پشتِ روئيدنِ گل کافي است،
چه سرخ، چه سبز و چه غنچه

beshiktash
Monday 07 March 11, 01:09 PM
من از تو دل نمي برم اگر چه از تو دلخورم


اگرچه گفته ای ترا به خاطرات بسپرم





هنوز هم خيال کن کنار تو نشسته ام


مني که در جوانی ام به خاطرت شکسته ام





تو در سراب آينه شبانه خنده مي کنی


من شکست داده راخودت برنده مي کنی





نيامدی و سالها نظر به جاده دوختم


بيا ببين که بی تو من چه عاشقانه سوختم





رفيق روزهای خوب رفيق خوب روزها


هميشه ماندگار من هميشه در هنوزها





صدا بزن مرا شبی به غربتی که ساختی


به لحظه ای که عشق را بدون من شناختی



این شعر زیبا ازامیر ارجینی (http://amirarjeini.parsiblog.com/)عزیز با صدای محسن چاووشی (http://www.mohsenchavoshi.ir/)

لینک آهنگ (http://www.mc-song.com/music/02.Refigh_Khob(Www.Mc-Song.Com).wma)

|+ (http://deltangham.blogfa.com/post-24.aspx)| خط خطي شده توسط م-تنها در جمعه بیست و چهارم آذر 1385 و ساعت 2:34 | 49 دل تنگ (javascript:void(0))

سلام دوستان عزيز
اينبار با يه سوال و يه مساله مهم آپ كردم ببينيد :
در دنياي فلسفه امروزي در بحث ارتباط خداوند با انسان چند نظريه بوجود امده
ببينيد اين نظريه ها چيست :
1-خداوند انسان را خلق كرد و رها كرد در زمين و هيچ دخالتي در زندگي او ندارد
2-خداوند انسان را خلق كرد و در حال حاضراز دور بر آن نظارت دارد و دخالتي در كارهاي او ندارد
3-خداوند انسان را خلق كرد ودربعضي از امور بر آنها نظارت دارد
4-خداوند انسان را خلق كرد وكامل بر آنها نظارت دارد و همه چيز را در كنترل خود دارد
نظر تو چيه؟

amir220
Monday 07 March 11, 01:32 PM
میان دست من و تو هزار فرسنگ است
غریب مانده دلم بی وفا دلم تنگ است
سراغ چشم ترم را چرا نمی گیری
مگر جنس دل نازک تو از سنگ است

amir220
Monday 07 March 11, 01:33 PM
میخوام بهت بگم که بی وفا بودی
رفتی عهد و قسمهامون و شکوندی
رفتی و چشم من مونده به راه تو
حالا من بی وفا ترم یا تو

amir220
Monday 07 March 11, 01:34 PM
بی وفایی واژه ی تلخی ست ، حقیقتی زهرآگین ،
فرود دشنه، پی در پی ، بر پیکره ی دوستت دارمها ،
هرگز تبرئه ای نیست
آنکه را که را چنین به کشتن قلب آهنگین عشق برخاست و دلی را که پژمرد .

amir220
Monday 07 March 11, 01:35 PM
گلرخی ،دار وندارم شده است
بيوفا یار ،نگارم شده است
سوز هجران وغم غربت یار
آفت باغ وبهارم شده است

SHahab
Monday 07 March 11, 02:21 PM
http://fileserver.glam.com/glampress/movies/p_s_i_love_you_slideshow/psiloveyou_LOVEYDOVEY.jpg

amir220
Monday 07 March 11, 02:22 PM
وقتی فهمید میخوامش ، خندید و رفت
التماس رو تو چشام دید و رفت
با تمام خوبیهام اون بی وفا
رنگ غم تو چشام پاشید و رفت .

SHahab
Monday 07 March 11, 02:40 PM
http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/567/4.jpghttp://up.ax2ax.ir/images/z9rv1yievtb980e415jl.jpghttp://img.parscloob.com/data/media/872/849465nzrjaq.gifhttp://dokhtare3bodi.persiangig.com/4/m7f.mihanblog.com%20(72).gif

SHahab
Monday 07 March 11, 02:44 PM
http://goleyakh.persiangig.ir/image/shahrivar%2085/cheshmee%20az%20eshgh...jpg

http://www.pix2pix.org/my_unzip/123093198948xpe7m.jpg

SHahab
Monday 07 March 11, 02:45 PM
http://azarteam.com/uploader/image/images/49az_poshte_panjere.jpg

SHahab
Monday 07 March 11, 02:47 PM
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/arkmid/4.jpg

http://www.img4up.com/up2/5602485225111631.jpg

SHahab
Monday 07 March 11, 02:49 PM
http://ecard.darkhasti.net/albums/userpics/10005/tabrik.jpg

http://www.aftablog.com/uploads/r/roma16/103538.jpg

SHahab
Monday 07 March 11, 03:04 PM
http://black10.persiangig.com/42.jpg

http://tehranpic.net/images/s678p025tht4bpayveez.jpg

N4viD
Monday 07 March 11, 03:04 PM
نصایح بسیار زیبای زرتشت برای پسرش :

http://bahar22.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/39.gif آنچه را گذشته است فراموش كن و بدانچه نرسيده است رنج و اندوه مبر
http://bahar22.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/39.gif قبل از جواب دادن فكر كن
http://bahar22.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/39.gif هيچكس را تمسخر مكن
http://bahar22.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/39.gif نه به راست و نه به دروغ قسم مخور
http://bahar22.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/39.gif خود براي خود، زن انتخاب كن
http://bahar22.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/39.gif به شرر و دشمني كسي راضي مشو
http://bahar22.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/39.gif تا حدي كه مي*تواني از مال خود داد و دهش نما
http://bahar22.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/39.gif كسي را فريب مده تا دردمندنشوي
http://bahar22.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/39.gif از هركس و هرچيز مطمئن مباش
http://bahar22.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/39.gif فرمان خوب بده تا بهره خوب يابي

بي گناه باش تا بيم نداشته باشي

سپاس دار باش تا لايق نيكي باشي

با مردم يگانه باش تا محرم و مشهور شوي

راستگو باش تا استقامت داشته باشي

متواضع باش تا دوست بسيار داشته باشي

دوست بسيار داشته باش تا معروف باشي

معروف باش تا زندگاني به نيكي گذراني

دوستدار دين باش تا پاك و راست گردي

مطابق وجدان خود رفتار كن كه بهشتي شوي

سخي و جوانمرد باش تا آسماني باشي

روح خود را به خشم و كين آلوده مساز

هرگز ترشرو و بدخو مباش

در انجمن نزد مرد نادان منشين كه تو را نادان ندانند

اگر خواهي از كسي دشنام نشنوي كسي را دشنام مده

دورو و سخن چين مباش نزديك انجمن دروغگو منشين

چالاك باش تا هوشيار باشي

سحر خيز باش تا كار خود را به نيكي به انجام رساني


اگرچه افسون مار خوب بداني ولي دست به مار مزن تا تو را نگزد و نميري

با هيچكس و هيچ آييني پيمان شكني مكن كه به تو آسيب نرسد

مغرور و خودپسند مباش زيرا انسان چون مشك پرباد است و اگر باد آن خالي شود چيزي باقي نمي*ماند!

N4viD
Monday 07 March 11, 03:06 PM
مجنون سابق : (http://akhepaschi.blogfa.com/post-268.aspx)

چشم چشم دو ابرو نگاه من به هر سو
پس چرا نيستي پيشم؟ نگاه خيس تو کو؟
گوش گوش دوتا گوش دو دست باز يه آغوش
بيا بگير قلبمو
يادم تو را فراموش...؟
چوب چوب يه گردنجايي نري تو بي من
دق مي*کنم مي ميرم اگه دور بشي از من
دست دست دو تا پاياد تو مونده اينجا
يادت مي*ياد که گفتي بي*تو نميرم هيچ*جا ؟
من؟ من؟ يه عاشق همون مجنون سابق

SHahab
Monday 07 March 11, 03:08 PM
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/kolbeyekhalvat/2di4wpl.jpg

SHahab
Monday 07 March 11, 03:12 PM
http://www.sooran.com/forum/attachments/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C-321/596d1296838974-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%B1%D8%A7-58819186937253295017-jpg
http://www.img4up.com/images1/18143981621048984482.jpg

SHahab
Monday 07 March 11, 03:14 PM
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/OnlyGodA/5.jpg

SHahab
Monday 07 March 11, 03:18 PM
http://hooriaseman.parsiblog.com/PhotoAlbum/rahtoosheh/21desf6.jpg

http://omidomidi.persiangig.com/image/Khoda.jpg

SHahab
Monday 07 March 11, 03:21 PM
http://up.iranblog.com/3/1257101731.jpg

SHahab
Monday 07 March 11, 03:31 PM
http://bahar22.com/ftp/zibasazi/10/image/11.jpg

SHahab
Monday 07 March 11, 03:33 PM
http://3noqte.com/main/images/stories/ali/tanhaee.jpg

http://sayebouni.persiangig.com/image/8809/5353453.jpg

SHahab
Monday 07 March 11, 03:46 PM
http://www.2elve.net/wp-content/uploads/2011/02/love-you-shirt.jpg

لبخند آسیا به تراکتور
Monday 07 March 11, 04:07 PM
فرافکنی به سبک کمالوند!
جواد حسینی
«سرمربی جوان(!) تراکتورسازی این روزها با جوسازی و فرافکنی قصد دارد موفقیت در فوتبال را برای خود سند بزند در حالی که همه می*داند این شیوه نخ نما شده برای او و دیگر همفکرانش کوچک*ترین اهمیتی برای مردم ندارد حتی هواداران پرشور تراکتورسازی تبریز هم از این رفتار بچگانه سرمربی خود خسته شدند و دوست ندارد این رفتارهای کودک مابانه فراز را تماشا کنند.»

فراز کمالوند ادعا می*کند دوست ندارد پشت میکروفن برنامه نود بنشیند از این رو به بیرون از سالن کنفرانس می*رود تا با خبرنگاران صحبت کند،اما او تمام این حرکات را انجام می*دهد تا شاید عادل فردوسی*پور تحریک شود تا به این بهانه تصویر او را در برنامه نود از رسانه ملی پخش کند امام آنهایی که عادل فردوسی*پور را می*شناسند می*دانند که وی هرگز چنین حرکتی را مرتکب نمی*شود چون می*داند این کار کمالوند را تا مرز سکته پیش می*برد.

فراز کمالوند روزگای زیر یک سقف با عادل فردوسی*پور همکار بوده بر همین اساس انتظار دارد که عادل فردوسی*پور به این دلیل او را ساپورت کند و به شکل ویژه*ای مورد حمایت خود قرار دهد،اما فردوسی*پور که در این زمینه*ها با احدی تعارف ندارد همیشه نقاط ضعف و قوت کمالوند را به یک شکل پوشش داده تا اثبات کند همکار و غیر همکار برای او تفاوتی ندارد و او به عنوان یک منتقد همه پیز را به یک چشن نگاه می*کند اما فراز این رفتار کاملا حرفه*ای را دوست ندارد بلکه انتظار دارد همه در حدمت او باشند تا وی به عنوان یک مربی حرفه*ای شناخته شود.

سرمربی جوان(!) تراکتورسازی این روزها با جوسازی و فرافکنی قصد دارد موفقیت در فوتبال را برای خود سند بزند در حالی که همه می*داند این شیوه نخ نما شده برای او و دیگر همفکرانش کوچک*ترین اهمیتی برای مردم ندارد حتی هواداران پرشور تراکتورسازی تبریز هم از این رفتار بچگانه سرمربی خود خسته شدند و دوست ندارد این رفتارهای کودک مابانه فراز را تماشا کنند.

او هربار که تیمش نتیجه نمی*گیرد یک مساله را بهانه می*کند تا شاید با این روش افکارعمومی را گمراه کند تا کسی پی به نقاط ضعف او نبردف وقتی می*بازد زمین و زمان را به هم می*دوزد تا هیچ کس به او نگوید که تو مقصر هستی، یک بار استعفا می*دهد، روزی دیگر با خبرنگاران خونگرم تبریزی درگیر می*شود، روز بعد اختلاف با مدیرعامل را بهانه می*کند، روز دیگر داور را و روز بعدتر عادل فردوسی*پور را، برای کمالوند اصلا مهم نیست که چه کسی متهم شود نکته*ای که برای او مهم است اینست که خودش متهم نشود از این رو همه را در برابر هواداران خونگرم تراکتورسازی تبریز قرار می*دهد تا خودش و نقاط ضعفش برای پورشورترین تماشاگران ایران برملا نشود.

او این روزها به دلیل آن که در پرببینده*ترین برنامه جایی برای عرض*اندام ندارد و می*بیند نمی*تواند برای خودش، تنها برای خودش کارناوال تبلیغاتی به راه بیندازد عادل فردوسی*پور را متهم به کارشکنی برای تراکتورسازی می*کند در حالی که نه تنها عادل و نود بلکه هیچ یک از اهالی رسانه با تراکتورسازی و مردم پرشور تبریز کوچک*ترین مشکلی ندارد. فراز کمالوند تلاش مبهمی را به خرج می*دهد تا رسانه*ها را مقابل هواداران خونگرم و دوست داشتنی تراکتورسازی تبریز قرار دهد اتفاقی که به هیچ وجه وجود خارجی ندارد بلکه ساخته و پرداخته ذهن شخص فراز کمالوند است.

سرمربی جوان(!) تراکتورسازی این روزها به جای این که از فرصت موجود نهایت استفاده را ببرد و تمام تلاش خود را برای موفقیت تراکتورسازی به کار ببندد تا یکی از بهترین تیم*های فوتبال ایران را به سمت آسیا هدایت کند به بحث*های شخصی می*پردازد در حالی که هواداران بی*شمار تراکتورسازی انتظار دارند سرمربی تیم محبوب آنها تمام حواس خود را به تیم مورد علاقه آنها معطوف کند و از ورود به بحث*های بی اهمیت خودداری کند چون تنها نکته*ای که برای هواداران این تیم مهم است این مساله است که تراکتورسازی تبریز موفق شود نه این که سرمربی این تیم(!)

از این رو به سرمربی جوان(!) توصیه می*کنم به جای پرداختن به مسائل حاشیه*ای تنها به موفقیت تراکتورسازی فکر کند چون ماموریتی که مدیران تراکتورسازی به او محول کردند کسب موفقیت با تراکتورسازی در مسابقات لیگ برتر بوده نه این که دعوا با رسانه*ها!
کد خبر:81211 - ورزش
Top of Form

نظرات کاربران
Bottom of Form


امیدوارم تا آخر بخونید.
اولا متاسفم برای جواد حسینی که به خود اجازه می دهد این چنین مطلبی رو بنویسد و شما که ارسالش کنید.
ثانیا
ببینید چقدر با عجله نوشته است مطلب را : "به عنوان یک منتقد همه پیز؟ را به یک چشن؟ نگاه می*کند". بگذریم.
ثالثا : ما هواداران پرشور تراکتورسازی تبریز هرچند ایراداتی را بر این مربی وارد می دانیم ولی آن را مساله داخلی دانسته و اجازه نمی دهیم به کسی از بیرون چنین فرافکنی به قول خودش بکند.
رابعا : آقای جواد حسینی! کمالوند با تراکتورسازی آنقدر معروف شده که نیازی به تبلیغ خودش نداشته باشد. در ضمن در ایران کمتر مربی ای هست که باخت تیمش را گردن بگیرد.
خامسا : ضمنا تقابل اهالی رسانه و ... با هواداران تراکتورسازی تبریز (تمام آذزبایجانیها) قدمت طولانی تر از سن شما دارد آقای حسینی و ربطی به کمالوند ندارد. لازم شد که یادآوری کنم سالی(84 یا 85) را که تراکتور با اختلاف 7 یا 8 امتیاز نسبت به تیم دوم در لیگ یک قهرمان شد ولی به دلیل آماده نبودن برادران ... در تبریز برای پذیرش هواداران این تیم با بهانه بازی های پلی آف مانع از صعود این تیم به لیگ برتر شدند و ...
حال روی سخنم با مسئولین سایت است : با ارسال مطالبی با این مضمون مشخص می شود که این سایت و خبرگذاری های مشابه (اهالی رسانه :به قول شما) چه اهداف مغرضانه و با جانبداری یک طرفه ای را دنبال می کنند.

Miras
Monday 07 March 11, 04:58 PM
نگاهم کن
که من محتاج ِ آن چشمانِ دلتنگم
بگو با من دوباره راز مستی را
که من بی تو
به یک دنیا شقایق دل نمی بندم

Miras
Monday 07 March 11, 05:05 PM
به خوابم آمدی پُر کردی از اندوه، خوابم را
به دستِ ابرهای تیره دادی آفتابم را

و حالا مثل ِ نیلوفر به دنبالِ رد پایت
به هر سو می کشانم شاخه های پیچ و تابم را

یقین دارم که چشمانت ز هُرم واژه ها می سوخت
اگر روزی برایت می نوشتم التهابم را

و گرنه با همین نامه برایت می فرستادم
دو برگ از دفتر اندوه بیرون از حسابم را

و یا بی پرده و روشن برایت شرح می دادم
فقط یک خط ز سر فصل کتاب اضطرابم را

که تا دیگر دل بی اعتقادت باورش می شد
که من هم چون تو پنهان می کنم از خود عذابم را

بهروز یاسمی

Miras
Monday 07 March 11, 05:07 PM
قهوه را بردار و یک قاشق شکر… سم بیشتر
پیش رویم هم بزن آن را دمادم بیشتر

قهوه ی قاجاری ام همرنگ چشمانت شده ست
می شوم هرآن به نوشیدن مصمّم بیشتر

صندلی بگذار و بنشین روبرویم،وقت نیست
حرف ها داریم ، صدها راز مبهم، بیشتر

راستش من مرد رؤیایت نبودم هیچوقت
هرچه شادی دیدی از این زندگی ، غم بیشتر

ما دو مرغ عشق، امّا تا همیشه در قفس
ما جدا از هم غم انگیزیم، با هم بیشتر

عمق فنجان هرچه کمتر می شود حس می کنم
عرض ِ میز ِ بینمان انگار کم کم بیشتر

خاطرت باشد ، کسی را خواستی مجنون کنی
زخم قدری بر دلش بگذار، مرهم بیشتر

حیف باید شاعری خوشنام بودم در بهشت
مادرم حوّا مقصّر بود، آدم بیشتر

سوخت نصف حرف هایم در گلو…امّا تو را
هرچه می سوزد گلویم دوست دارم بیشتر


محمدحسین ملکیان (فراز)

Miras
Monday 07 March 11, 05:08 PM
بعد عمری دوباره "دیدن" تو مانده ام بی "قرار" یعنی چه
عصر هر روز راس ساعت پنج، آدمی بی قرار یعنی چه

در جواب سکوت من گفتی ,می روی تا دوباره برگردی
می روی عشق من نمی دانی بازی روزگار یعنی چه

رفتی و بی تو کل تقویمم فصل تکراری زمستان شد
آه اردی بهشت زاده ی من، بی تو دیگر بهار یعنی چه

مثل ماهی کوچکی ناگاه دل به دریای کوسه ها زده ام
تو که حال مرا نداری تا حس کنی بی گدار یعنی چه

یک نگاه تو گیج و مستم کرد! توی ایینه خوب دقت کن
مطمئنم تو هم نمی نفهمی قهوه ای خمار یعنی چه

شب و تنهایی و من و غربت، چند بیتی غزل، اتاقی سرد
جای من نیستی نمی فهمی زندگی توی غار یعنی چه

آه با این همه نمی مانم، می روم تا به تو بفهمانم
توی قانون عشق بازی من معنی شاهکار یعنی چه



نرگس کاظمی زاده

SHahab
Monday 07 March 11, 05:12 PM
http://images.persianblog.ir/338887_K02MeaAI.jpg

Miras
Monday 07 March 11, 05:54 PM
فاصله را بگو

به خودنبالد،

خاطره ی با تو بودن

تمام فاصله ها را می شکند!

SHahab
Monday 07 March 11, 06:02 PM
http://pix2pix.org/my_unzip/12100690131.jpg

SHahab
Monday 07 March 11, 06:05 PM
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ehsasebatobudan/Bato-budan.jpg

http://bitohargez.persiangig.com/roze%20ashegham/dargire_khodet.jpg

SHahab
Monday 07 March 11, 06:08 PM
http://www.pichak.net/blogcod/zibasazi/02/pichak/www.pichak.net-39.jpg

http://bahar-20.com/pic/albums/userpics/10001/normal_a39.jpg

SHahab
Monday 07 March 11, 06:12 PM
http://djaria.persiangig.com/entezar.jpg

SHahab
Monday 07 March 11, 06:14 PM
http://v.yahxi.com/attachments/portrait/200806/pocle_20080624121102_8466.jpg

ç i ç a k
Monday 07 March 11, 08:57 PM
Bu eşqin yasını saxlayacağam,

Sən gedən yollara baxmayacağam.


Ağlasam, gizlicə ağlayacağam,

Mənim göz yaşımı görməyəcəksen


Tale oyunlara atacaq səni

Fəryadın göylərə çatacaq sənin.

Günahın gözünü tutacaq sənin,

Mənim göz yaşımı görməyəcəksən.


O gülən şəklinə baxıb ağlasam,

Gözümə bir eynək taxıb, ağlasam.

Üzümü ovcuma sıxıb ağlasam,

Mənim göz yaşımı görməyəcəksən.
Sən elə bilmə ki, qəmdən uzaqsan,

Bir yağış altında sönən ocaqsan.

Üzümə baxmağa utanacaqsan,

Mənim göz yaşımı görməyəcəksən

redwolfling
Monday 07 March 11, 10:24 PM
اورییم داریخیر هرنه فیکیر لشیرم بیر سوز اوریمه گله دییم آنام نان باشقا بیر شی گلمیر .آنا دیلیم آنا یوردوم آنام سیزسیز منیم بو دونیادا تکجه وارلیغیم.

XAZAL
Tuesday 08 March 11, 01:53 AM
در برابر ارزوهام
سکوتی میکنم سنگینتر از فریاد=((

http://amirgig.persiangig.ir/sepideh/new/5.jpg


برای آرزوهایی که میمیرند سکوتی میکنم سنگین تر از فریاد

gunes_azer
Tuesday 08 March 11, 04:20 PM
səlamlar.axşmız xeyr olsun

gördüm səni mən dərd o ələm getdi dağıdı
əhvalıma bax sanki gecəiydı səhər oldu

DUYGU
Tuesday 08 March 11, 04:26 PM
الان دلم میخواد گریه کنم

Miras
Tuesday 08 March 11, 10:32 PM
ای دل تو که مستی - چه بنوشی، چه ننوشی-
با هر میٍ نا پخته نبینم که بجوشی

این منزلِ دلباز، نه دزدی ست، نه غصبی
میراث رسیده ست به ما، خانه به دوشی

دلسردم و بیزار از این گرمیِ بازار
غم های دم ِ دستی و دل های فروشی

رفته ست ز یاد آن همه فریاد و نمانده ست
جز چند اذان، چند اذانِ در ِ گوشی

نه کُفر ِ ابوجهل و نه ایمانِ ابوذر
ماییم و میانمایگی ِ عصر ِ خموشی

ما شاعرَکان، قافیه بافیم و زبان باز
در ما نَدَمیده ست نه دیوی، نه سروشی

Miras
Tuesday 08 March 11, 10:33 PM
ببخش اگه تو قصه مون دو رنگ و نامرد نبودم
ببخش که عاشقت بودم خسته و دل سرد نبودم

ببخش که مثل تو نشد خیانتو یاد بگیرم
اگر که گفتم به چشات بزار واسه تو بمیرم

ببخش اگه تو گریه هام دو رنگی و ریا نبود
اگر که دستام مثه تو با کسی آشنا نبود

ببخش اگه تو عشقمون کم نمی زاشتم چیزی رو
ببخش که یادم نمی ره اون روزای پاییزی رو

لیاقت دستای تو بیشتر از این نبود عزیز
نه نمی خوام گریه کنیِ،برای من اشکی نریز

ببخش اگه نتونستم مثل تو بي وفا شم
ببخش اگه نتونستم مثل ادم بده قصه ها شم

ببخش اگه قلبم معني شكستن رو بلد نبود
اگه عاشق بود مثل تو نامرد نبود

بازم ببخش اگه دارم ميرم از پيش دله هوس بازت
خيانت تو مرام ما نيست لعنت به اون نگاه نازت

لیاقت چشمای تو،نگاه ِ پاک ِ من نبودي
بازم اخره قصه بازم يكي بود و يكي نبود

Miras
Tuesday 08 March 11, 10:34 PM
رانده شده از خویشم، در دل که نگاری نیست
این جا خزان دیده، سر خوش ز بهاری نیست

همراه نشد آخر، کس با دل مسکینم
در جاده ی قلب من ردی زسواری نیست

رویای شکفتن را، در سینه ی خود گشتم
کارم شب و روز ای دل، جز ناله و زاری نیست

من جوانه بودن را، در کویر خود جستم
دیدم که سراب من، جز گرد و غباری نیست

جز گور کجا باشد، جای تن رنجورم؟؟
وقتی که در این مردم، یک آینه داری نیست

Miras
Tuesday 08 March 11, 10:37 PM
دیگر هیچ فرقی نمی کند

آسمان، قدّ پیاله باشد، یا دریا

حتّی اگر پشتِ در ِ خانه ات یک جفت کفش زنانه هم ببینم

نمی پرسم دستانِ چه کسی برایت

یاس و انار و کبوتر آورده بود

می روم حوالی ِ علاقه ی خلوتِ آن سال ها

می روم دنبالِ کسی که با من تا نور می آید

با من تا ستاره

با من تا دربند، تا دریا

می روم و دیگر نمی پرسم

سهم ِ من از این همه سبز که سرودم چیست

حالا می توانم لباس های سبزم رابیرون بیاورم

و سیاه بپوشم

می توانم تمام ستاره های سبز را با تفنگ ساچمه ای هدف بگیرم

دیگر نه ردّ پای پروانه را دنبال می کنم

نه رنگین کمان را

همه چیز مال خودت

سه شنبه و دی و انار و کلمه

برای سه شنبه انار دانه کن

تمام روزهای باران را از آستین ِ آسمانت خشک کن

نام مرا هم در کوچه ای بن بست تنها بکار و برو

حالا... یک فنجان قهوه برای خودت بریز

نه انگار، صدای گریه ای غریب

از قصه های سفید دختری

آیینه ات را خاموش می کند ...

تو قهوه ات را بنوش!

Miras
Tuesday 08 March 11, 10:39 PM
من از هیچکس نمی پرسم

که چرا به دنیا آمده ام

و چرا باید یک روز بمیرم

حتی نمی خواهم بدانم

که آخرین مرده ی دنیا را

چه کسی خاک می کند

فقط یک سوال مهم دارم:

چرا خدا آدم آفریده

که هم هواپیما اختراع کند

و هم قفس بسازد؟!!

Miras
Tuesday 08 March 11, 10:40 PM
نگاهم را به زير می کشم

لبانم را به هم خواهم دوخت

اشک هایم را مجازات می کنم

و دستانم را به صلیب می کشم

اما با درونم چه کنم؟

به کدامین صلیب روزگار می توان آن را کشید؟

با درد هایم چه کنم؟

با نگاهی که بی تقصیر است چه کنم؟

با کدامین نفرین می توان آن را فرو خورد؟

با گلایه اشک هایم چه کنم؟

با کدامین اشک پاسخش دهم؟

بی پروا می گویم

بی رحمانه دلم گرفته

شاید مهر غم بر لبانم پایدار ماند

و چنگال تیز زمان با بیرحمی

برای همیشه گلویم را بفشارد

و سینه ام مرا از درون زخم زند

اما می مانم و برای ماندن

با این تقدیر شوم خواهم جنگید...

XAZAL
Wednesday 09 March 11, 02:27 AM
bo gejada bir sozonan halim pozoldi
man kimin ................
ya man niyaaaaaa.........

XAZAL
Wednesday 09 March 11, 02:31 AM
http://fix.az/uploads/posts/2010-01/1263747281_bnfgbhgfh.jpg

XAZAL
Wednesday 09 March 11, 02:35 AM
http://fix.az/uploads/posts/2010-01/thumbs/1263666894_ooooooooooooov0.jpg (http://fix.az/uploads/posts/2010-01/1263666894_ooooooooooooov0.jpg)
Sən Gəlincə...
Sən Gülüncə...
Sən danışınca...
Sən susunca...
Sən gedincə...
Vaz keçə bilmirəm iki nöqtə arasındakı gəl-getlərdən..
Ya gəl..
Ya get..
Yanır bu şəhər içimdəki yanğınımla..
Söndürməkmi? Nə çarə....
Yanmaqda Gözəldir Bəzən..
Yaxan qiymətlidirsə..

XAZAL
Wednesday 09 March 11, 02:37 AM
Sən getdin, elə bil dünya boşaldı,
Yaz da, köçüb getdi yeri boş qaldı.
Bahar ürəyimi sənsiz qış aldı,
Mən yaza vurğunam,qışı neylərəm?




Eşqimi aparıb sən getdin demək,
Eşqsiz bir dünya nəyimə gərək.
Soyuq daşa döndü o gündən ürək,
Sinəmdən asılan daşı neylərəm?

Həmişə ayrıyıq,gecə-gündüzük,
Birimiz təpəyik,birimiz düzük.
Üstünün qaşıyla tanınır üzük,
Əgər üzük yoxsa,qaşı neylərəm?

Niyə yaşayıram mən niyə sənsiz,
Nə yerə baxaram,nə göyə sənsiz.
Mənki kor olmuşam hər şeyə sənsiz,
Kor gözün üstündə qaşı neylərəm

XAZAL
Wednesday 09 March 11, 02:49 AM
http://fix.az/uploads/posts/2009-12/1260550106_g-1.jpg





Sən mənim qəlbimin tək sahibiydin
Getdin gözlərimdə yaşlar qoyaraq,
Getdin ürəyimdə yarımçıq sevdan,
Getdin yollarımda izlər qoyaraq!

Hər axşam baxırdım gedən yollara
Gözlərim qalırdı o yollarında
Sorub soruşdurdum tanıyanlardan,
Bilən olmadı ki, hardasan gülüm.

Sənsiz kədərliyəm sənsiz dərtliyəm
Gözümdə canlanır o sənin gülüşün,
Qəlbimin evində sözü,
Sənsiz alışmayır sənsiz yanmayır.

Bir cansız varlığam sən yoxsan inan,
Gedişin gözümdə canlanır hər an
Nə olar son dəfə görəydim səni,
Nə olar ay gülüm buraxma məni!

Gəldin ürəyimə elə girdin ki,
Həyatımı başdan başa dəyişdin!
Getdin heyatımdan elə getdin ki,
Sən mənim ömrümü tamam dəyişdin!

XAZAL
Wednesday 09 March 11, 02:55 AM
http://fix.az/uploads/posts/2009-11/thumbs/1259072236_goz_yasi.jpg (http://fix.az/uploads/posts/2009-11/1259072236_goz_yasi.jpg)




Ağır ağır..
Qırmadan..
İncitmədən düşürdün kirpiklərimdən...
Yavaşca enərkən yanağımdan aşağı...
Bütün qisasını alır kimi yanaqlarımdan öpürdün..
Kim üçün…?
Nə üçün axdığını bilirsənmi? deyə soruşurdum sənə..
Xeyr deyirdin..
Və sənə çox hirslənirdi ey göz yaşım..
Əlimin soyuq hissəsiylə silirdim dəydiyin hər yeri…

XAZAL
Wednesday 09 March 11, 02:58 AM
Uşaq olmaq istəyirəm nağıllara inanmaq üçün…

Uşaq olmaq istəyirəm yaxşının pisə qalib gəldiyinə inanmaq üçün
, yaxşının hər zaman zəfər çaldığını görmək üçün,
böyümək istəmirəm yaxşının əzildiyini gorməmək üçün
,böyümək istəmirəm mənə uşaqlıqda öyrədilənin real həyatda yalnışını görməmək üçün.

Uşaq olmaq istəyirəm qəlbimin təmiz saf hamıya xoş niyyətli qalması üçün
,uşaq olmaq istəyirəm dünyada sadəcə gözəllik olduğuna inanmaq üçün,
böyümək istəmirəm o gözəlliklərin böyüdükcə urəyimdə kin nifrət qəzəb olmaması üçün

XAZAL
Wednesday 09 March 11, 03:04 AM
Eşitdim ki;
Unutmaq istəmisən adım
Yandırmaq istəmisən xatirələrimi.
Nə deyə bilərəm ki
Mən sənin günahlarına zamin olmuşkən
Sən adımı unutmaqdan başla əvvəlcə.
Sonra da xatirələri yandırmaqla davam et.
Yetər ki sən unut məni..
Dağ olar dözərəm təkliyinə
Torpaq olar alışaram yoxluğuna..
Unutduğunu bilsəm də
Yenə mən kəfən olaram ağrılarına..
Tez ol adımı sil dodaqlarından..
Sonra da
Kasıb ürəyimi sonsuza qədər çıxar həyatından..

XAZAL
Wednesday 09 March 11, 03:07 AM
Silmə gözlərini,bir damla yaşam,
Yandırma gəlbimi,onsuz yanmışam...
Bir daha adımı çekmə sevgilim,
Axı mən sənin üçün unudulmuşam...




http://s58.radikal.ru/i161/0910/76/8176a35043b9.gif




Sənli bu dünyada,sənsiz qalmışam...
Bir gül tək saralıb,vaxtsız solmuşam.
Son dəfə cavab ver tək sualıma,
Bəs niye belə tez unudulmuşam

XAZAL
Wednesday 09 March 11, 03:16 AM
Izah edə bilməyəcəm.
Bu gün bu şeirlə sənə,
Sözlərimi mən deyəcəm.


Tanımırmışam sevgini,
Səni tanıyana kimi.
O andaca verdim sənə,
Bütün ruhumla qəlbimi.

Elə bilirdim ki, eşq yoxdu,
Ancaq nağıllardadı o,
Indi isə görürəm ki,
Bütün varlığımdadı o.

XAZAL
Wednesday 09 March 11, 03:20 AM
Konlum sanki qaranliq quyu
Agladim gunler geceler boyu
Bos ver UREYIM yixil yat uyu
Gorme MEHEBBETIN ZULMUNU hec vaxt

XAZAL
Wednesday 09 March 11, 03:22 AM
Qalmasin icinde birce kelme soz
kecire bilmirem konlume men soz
sene olan hisslerim meni oldurur
Eybi yox ureyim bir balaca doz..

XAZAL
Wednesday 09 March 11, 03:23 AM
Dunyadan ne istedim qismet olmadi
Sevirem soyledim hormet olmadi
Geceler agladim bir sey istedim
Seni tek diledim qismet olmadi

XAZAL
Wednesday 09 March 11, 03:27 AM
da gediram
halim pozgon
vali man kimsanin ......................

gunes_azer
Wednesday 09 March 11, 07:18 AM
səlamlar.səhəriz xeyr olsun

XAZAL
Wednesday 09 March 11, 08:47 AM
salamlar saygilar
gonashiz aydin

gunes_azer
Wednesday 09 March 11, 08:51 AM
yaşa yaşa yaşa

beshiktash
Wednesday 09 March 11, 08:52 AM
من می**توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته*خو یا شیطان* صفت باشم.

من می توانم تو را دوست داشته یا از تو متنفر باشم.

من می*توانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم.

چرا که من یک انسانم، و این*ها صفات انسانى است

و تو هم به یاد داشته باش:

من نباید چیزى باشم که تو می*خواهى، من را خودم از خودم ساخته*ام.

منى که من از خود ساخته*ام، آمال من است.

تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.

لیاقت انسان*ها کیفیت زندگى را تعیین می*کند نه آرزوهایشان

و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می*خواهى

و تو هم می*توانى انتخاب کنى که من را می*خواهى یا نه

ولى نمی*توانى انتخاب کنى که از من چه می*خواهى

می*توانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم.

می*توانى از من متنفر باشى بى*هیچ دلیلى و من هم.

چرا که ما هر دو انسانیم.

این جهان مملو از انسان*هاست.

پس این جهان می*تواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.

تو نمی*توانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمی صادر کنی و من هم.

قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است.

دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و می*ستایند.

حسودان از من متنفرند ولى باز می*ستایند.

دشمنانم کمر به نابودیم بسته*اند و همچنان می*ستایندم.

چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت،
نه حسودى و نه دشمنى و نه حتی رقیبى.

من قابل ستایشم، و تو هم.

یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتاد

به خاطر بیاورى که آن*هایى را که هر روز می*بینى و با آنها مراوده می*کنى

همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان، با نقابى متفاوت

اما همگى جایزالخطا

نامت را انسانى باهوش بگذار اگر انسان*ها را از پشت نقاب*هاى متفاوتشان شناختى و یادت باشد که این ها رموز بهتر زیستن هستند ...

beshiktash
Wednesday 09 March 11, 09:03 AM
salamlar

beshiktash
Wednesday 09 March 11, 09:43 AM
چشم


Gecə xəlvətcə bizə sevgili yar gəlmiş idi,
Üzü aydan da gözəl nazlı nigar gəlmiş idi.

Tər axıb gül yanağından, bulud örtmüşdü ayı,
Onu düşmənmi qovub, könlü qubar gəlmiş idi?

Ona mən göz yetirib xəlvəti baxdım, baxdım,
Ovçunun ovlağına körpə şikar gəlmiş idi.

Uyuyub hər ikimiz rahat olub bir yatdıq,
Bəxtimin bağçasına güllü bahar gəlmiş idi.

Dedi: - Getmək dəmidir, söylə, nə istərsən yar?
Bir öpüş istədim ondan... yeri var, gəlmiş idi.

Ağlayıb getdi o yar, göz yaşı yandırdı məni,
Odlara yandı dilim, sanki şərar gəlmiş idi.

Ey Nizami! - dedi - birdən ayılıb, gördüm o yox,
Demə röyada bizə çeşmi-xumar gəlmiş idi.

buxom2000
Wednesday 09 March 11, 03:31 PM
چقدر سخته تو چشاي كسي كه تمام عشقت رو ازت گرفته و به جاش يه زخم هميشگي رو به قلبت هديه داده زل بزني و به جاي اينكه لبريز كينه و نفرت بشي حس كني كه هنوز دوستش داري چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به ديوار تكيه بدي كه يه بار زير آوار غرورش همه وجودت له شده چقدر سخته تو خيال ساعتها باهاش حرف بزني اما وقت ديدنش هيچ چيز جز سلام نتوني بگي چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشك گونه ها تو خيس كنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه هنوز دوستش داري

buxom2000
Wednesday 09 March 11, 03:32 PM
چنان دل كندم از دنيا كه شكلم شكل تنهاييست ببين مرگ مرا در خويش كه مرگ من تماشاييست مرا در اوج ميخواهي تماشا كن تماشا كن دروغين بودمت ديروزمرا امروز تماشا كن در اين دنيا كه حتي ابر هم نمي گريد به حال ما همه از من گريزانند تو هم بگذر از اين تنها

buxom2000
Wednesday 09 March 11, 03:34 PM
سلامي به عشق شكست خورده ام اگر دوست داشتن تو گناه است پس من بزرگترين گناهكارم و اما عشق تو تمام وجودم را فرا گرفته همگان نهي مي كنند مرا و دوري از عشقت را مي خواهند من ايستاده ام بدون پناه و ياور تنهايي و بي تو بودن سخت است اما من تسليم تقديرم آرام باش تا دلم آرام گيرد..،خدايا بشنو پيام عشق مرا

buxom2000
Wednesday 09 March 11, 03:35 PM
گفت: مي خوام برات يه يادگاري بنويسم گفتم: كجا؟ گفت : رو قلبت گفتم مگه ميتوني ؟ گفت : اره سخت نيست ** آسونه گفتم باشه بنويس تا هميشه يادگاري بمونه يه خنجر برداشت گفتم اين چيه ؟ گفت : هيسس ساكت شدم گفتم : بنويس چرا معطلي خنجرو برداشت و با تيزي خنجر نوشت دوستت دارم ديوونه اون رفته ؟ خيلي وقته؟ كجا ؟ نميدونم اما هنوز زخم خنجرش يادگاري رو قلبم مونده

buxom2000
Wednesday 09 March 11, 03:47 PM
;;);;);;) moreza buxom20000






بنويس بر ياس كبود/ بنويس بر باور رود/ بنويس از من بنويس/ بنويس عاشق يكي بود
من آن گلبرگ مغرورم كه ميميرم ز بي آبي/ ولي با خفت و خواري پي شبنم نميگردم.

buxom2000
Wednesday 09 March 11, 03:48 PM
morteza buxom20000 :P






بنويس بر ياس كبود/ بنويس بر باور رود/ بنويس از من بنويس/ بنويس عاشق يكي بود
من آن گلبرگ مغرورم كه ميميرم ز بي آبي/ ولي با خفت و خواري پي شبنم نميگردم.

buxom2000
Wednesday 09 March 11, 03:51 PM
زندگي با همه وسعت خويش مخمل ساکت غم خوردن نيست حاصلش تن به قضا دادن نيست اظطراب و هوس و ديدن و ناديدن نيست زندگي کوشش و راهي شدن است زندگي جوشش و جاري شدن است ازتما شاگه آغاز حيات تا بدانجا که خدا مي داند

buxom2000
Wednesday 09 March 11, 03:52 PM
ميخوام بنويسم براي شکستن دل يک لحظه کافيه اما براي بدست اوردن آن شايد هيچوقت فرصت پيدا نکني . ميشه مثل اشک از چشمات بندازي اما نمي توني جلوي اشکهاتو که با رفتن بعضي ها از چشمات جاري ميشه رو بگيري. هميشه غمگين ترين و رنج آورترين لحظه ادم توسط همون کسي ساخته ميشه که شيرين ترين و به ياد ماندني ترين لحظه را براي آدم بوجود آورده :P:P

buxom2000
Wednesday 09 March 11, 03:53 PM
كاش مي شد توي روزگارت.
توي بهار موندگارت.
ميون اين همه يارت.
من باشم دار و ندارت :):)

farhadjodeyri
Wednesday 09 March 11, 03:53 PM
گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم
گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم
گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند
گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم



http://s30.aks98.com/files/82422942973622227502.jpg (http://s30.aks98.com/files/82422942973622227502.jpg)

buxom2000
Wednesday 09 March 11, 03:53 PM
سخت است است می نوش کسی دیگر بود
شمع شب خاموش کسی دیگر بود
با یاد کسی که دوستش داری
یک عمر در اغوش کسی دیگر بود

buxom2000
Wednesday 09 March 11, 03:58 PM
من با تو نگویم که تو پروانه من باش



چون شمع بیا روشنی خانه من باش



در کلبه ی من رونق اگر نیست ، صفا هست



تو رونق این کلبه و کاشانه من باش



من یاد تو را سجده کنم، ای صنم ! اکنون



برخیز و بیا خود بت بتخانه من باش



دانی که شدم خانه خراب تو ،حبیبا!



اکنون دگر آبادی و ویرانه ی من باش



لطفی کن و در خلوت محزون من ای دوست



آرام و قرار دل دیوانه من باش



چون مست شوم ، بلبل من ،ساز هم آهنگ



با زیرو بم ناله ی مستانه من باش



من شانه زنم زلف ترا و تو بدان زلف



آرایش آغوش من و شانه ی من باش


ای دوست چه خوبست که روزی تو بگویی





همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی

buxom2000
Wednesday 09 March 11, 03:59 PM
کاشکی بودی و می دیدی که دلم داره میمیره


کاشکی بودی و می دیدی که بهونت و میگیره


می دونی عطر نفس هات چی به روز من آورده؟


می دونی دوری دستات اشکمو باز درآورده؟


جای انگشت های نازت چی بزارم توی دستم؟


کاشکی بودی و سرت رو باز می ذاشتی روی شونم


به خدا فرض محال که یه دم بی تو بمونم


تو شدی همه وجودم تویی رنگ آسمونم


عمریه در طلب تو سوختم و مثل کویرم


یاس من تنهام نزاری به خدا بی تو میمیرم

buxom2000
Wednesday 09 March 11, 04:00 PM
مهم نیست فردا چی میشه مهم اینه که امروز دوستت دارم
مهم نیست فردا کجایی مهم اینه که هر جا باشی دوستت دارم
مهم نیست تا ابد با هم باشیم مهم اینه که تا ابد دوستت دارم
مهم نیست قسمت چیه مهم اینه که قسمت شد دوستت داشته باشم

gunes_azer
Wednesday 09 March 11, 07:09 PM
nə təbiət görüb ömründə nə dünya yetirib
o gözəllərki bizim azərbaycanda olur

Türkücü
Wednesday 09 March 11, 07:12 PM
شهرداری_ ملوان اویونون اونوتمین

XAZAL
Thursday 10 March 11, 12:23 AM
بس منی سئخدی زمانه اورگیم قان اولدی

سرداشیم اولمادی عالم منه زندان اولدی
اوتورا بولمدیم ایوده قاپویا بویلاندیم
بلکه جان صاحبی بیر لحظه نمایان اولدی
سایدیم اولدوزلاری بیر بیر او قرانلوق گیجه ده
اغلادیم صبحه قدر گوزده کی یاش قان اولدی
هی گوزوم یاشینی توکدوم یوزه هجران گیجه سی
قالدی یوللاردا گوزوم صبر ایوی ویران اولدی
بیر کسیم اولمادی سرداشیم اولا غملی گونوم
قورتارام جانیمی غمدن مگر امکان اولدی
ایریلیقدان باشما گلدی نه لر بولمدون هیچ
سئل کیمی غم توکولوب باشیمه عمان اولدی
تانری چاره م ندی عشقون قوشی باغیمدن اوچوب
بولورم گئتدی هارا کیملره مهمان اولدی
بولمورم یول اوزاق اولدی کی گلوب چئخمادی یار
یا وفاسیزلیق ایدوب اوزگیه جانان اولدی
یا کی مندن اورگی سیندی داها گلمیجک
یا کی اوز باغلادیقی عهدینه پشمان اولدی
یارین عشقیله گئچدیم گئجه می گوندوزومی
وصلینی ارزیلادیم قسمتیم هجران اولدی
ایری بیر سوز دیمرم ساغلیقینی ارزیلارام
بلکه گلدی یئنه اولده کی دوران اولدی

XAZAL
Thursday 10 March 11, 12:26 AM
بو دونيا وفاسين بئله كي گوردوم
ظولمات گئجه سحر اولماقا دگمز
ال ياشيل چمنلر عطيرلي گوللر
خزان گلن چاغي سولماقا دگمز

XAZAL
Thursday 10 March 11, 12:27 AM
انتظار
گئنه اود دوتدي اورك ياندي محبت اودونا
آيريلق صحبتي خوش گونلري سالدی ياديما
سنده سالدون مني گوزدن ايله بيگانه كيمي
يوخدي بير كس نظر ايتسون بو پريشان حاليما
قالا بير خوش كونه حسرت سني مندن ايران
گوندوزي شام اولا منتك گوزي ياشلي دولانا
گل گيلن منتظرم وار گوزوم اوستونده يرين
گل گوزوم ياشيني سيل چك اليوي بير باشيما
وار اوميديم هله بيريولدا بيزه باش چكه سن
ياتمارام صبحه كيمي گوز تيكرم من قاپويا
گاه اولوب شاد گهي غصه لنوب اغلييارام
ديمگ اولمور اورگين درديني حتي آنيا
عشق درسين منه اورگتدي اوشاخليقدا انام
باغبان عشقيله گول بسلدي ويردي خزانا
من گرگ بو گئجه بير ياديویله خلوت ايده م
يالوارام صبحه قدر بلكه ياتان بخت اويانا
قورخورام عمر چراغي سونه سن گلمييسن
گوزلويم يول گيجه گوندوز جوان عومروم قوتارا

MaryaM
Thursday 10 March 11, 08:00 AM
خدایا به من بنمایان آن جمال رشید،
و چهره ی ستوده را و با نگاهی از من به او،
دیده ام را نورانی کن
و در گشایش امرش تعجیل فرما
و خروجش (از غیبت) را آسان گردان،
راهش را وسعت بخش و مرا به راهش درآور.


منبع : دعای عهد

gunes_azer
Thursday 10 March 11, 08:06 AM
səlamlar. səhəriz xeyr olsun

MaryaM
Thursday 10 March 11, 08:48 AM
سلام همچنین ...:x

خدايا؛
دوست بدار آنهائي که دوستمان دارند
و ما نميدانيم
و سلامت بدار آنهائي را که دوستشان داريم
و نميدانند


http://persian-star.org/1389/12/07/koodaki/30.jpg

SHahab
Thursday 10 March 11, 09:06 AM
http://media5.dropshots.com/photos/380919/20071231/155351.jpg

http://imanprs.persiangig.com/image/nastaligh/16.gif

SHahab
Thursday 10 March 11, 09:08 AM
http://bahar-20.com/nsb/albums/userpics/10001/06.jpg

SHahab
Thursday 10 March 11, 09:32 AM
http://up.iranblog.com/Files/2c5acb86726c419c954f.jpg+

http://localhostr.com/files/be3337/0__180_512.jpg

SHahab
Thursday 10 March 11, 09:38 AM
http://rasol296.iran50.com/malas/bia2eshghi1112.jpg

SHahab
Thursday 10 March 11, 09:50 AM
http://ahadpop.googlepages.com/mohtaj.jpg

http://azarteam.com/uploader/image/images/81tanhaee_man.jpg

SHahab
Thursday 10 March 11, 09:52 AM
http://kaviir.persiangig.com/image/ney.jpg

http://img4up.com/up2/35223553632325.jpg

Miras
Thursday 10 March 11, 11:38 AM
آی...

از این همه اقیانوس های منجمد محبوس در سر انگشتها،

از چرخ دنده های کهنه زنگ زده این درد

که " د ر د " را بی مفهوم می کند.

آی...

از خواب بی خوابی های آشفته گنگ،

از راه پیمایی های بی وقفه ی طولانی

بر مرز مرطوب واقعیت و وهم.

از هجوم بی هشدار این همه حس تیز،

مثل تیغ

و این حس مغموم پاره پاره شدن.

آی...

Miras
Thursday 10 March 11, 12:14 PM
می خواستم حرف بزنم ح ر ف.

نگذاشتی که،

کلمه ها در مشت عرق کرده ام

ماندند و خیس خوردند و له شدند.

آن چنان از یک ثانیه سکوت می ترسی

که هی مشت مشت کلمه میریزی

وسط همه لحظه ها .

مهلت هم نمی دهی....

همین طوری شد که شب
با هر غلت
حرف نا گفته ای زیرم له شد...

و بالشم پر از تکه باره های علامت سوال است.

SHahab
Thursday 10 March 11, 12:26 PM
تا سپیده با تو همراهم ..

در هوای پاک و مهتابی ..

آسمان تکیه گاه دستهایم باش ..

تا خدا مرا ببر با خویشتن امشب ..

گوش کن هم عاشقانه هم غریبانه ..

با خدا راز و نیازهای من امشب ..

آسمان ای آسمان بشنو ..

نغمه های آشنایم را ..

ای شب ای شب چشم خود واکن ..

تا ببینی اشکهایم را ..!

http://www.img4up.com/up1/36117259439937231628.jpg

SHahab
Thursday 10 March 11, 12:27 PM
http://www.img4up.com/up1/20719149435296746871.jpg
نه چشمانی تیز ونه جثه ای بزرگ نه بال و نه پایی



ونه آسمان ونه دریا .....تنها کمی از خودت.



تنها کمی از خودت به من بده و خدا کمی نور به او داد.



نام او کرم شب تاب شد.خدا گفت: آن که نوری با خود دارد بزرگ است.



حتی اگر به قدر ذره ای باشد.



تو حالا همان خورشیدی که گاهی زیر برگ کوچکی پنهان می شوی



و رو به دیگران گفت: کاش می دانستید



که این کرم کوچک بهترین را خواست.



زیرا که از خدا جز خدا نباید خواست.

SHahab
Thursday 10 March 11, 12:32 PM
http://amirgig.persiangig.ir/video/are.jpg

http://www.loo3.com/loo3/364/love%20picture%20(2).jpg

http://www.ecard.darkhasti.net/albums/userpics/10007/padeshah.jpg

SHahab
Thursday 10 March 11, 12:35 PM
http://bache-dehati.persiangig.com/image/photo33-%C2%A9.jpg

SHahab
Thursday 10 March 11, 12:36 PM
http://www.cloob.com/public//public/user_data/album_photo/423/1267840-b.jpg

SHahab
Thursday 10 March 11, 01:03 PM
http://www.pichak.net/gallery/albums/userpics/10001/sepideh%5B1%5D.jpg

SHahab
Thursday 10 March 11, 01:32 PM
http://ecard.darkhasti.net/albums/userpics/10002/chera-rafti.jpghttp://www.dl.kohandownload.com/dl/soft/28-5-89/kasper/13.jpg

http://www.dl.kohandownload.com/dl3/89-7/21/dosetdaram.jpghttp://www.dl.kohandownload.com/dl3/89-7/15/i_love_you_this_much.jpg
http://www.dl.kohandownload.com/dl3/89-8/25/kohandownload.com.jpghttp://www.kohandownload.com/wp-content/uploads/2010/10/bbbb-200x300.jpg (http://www.kohandownload.com/wp-content/uploads/2010/10/bbbb.jpg)http://www.dl.kohandownload.com/dl3/89-7/29/emo_bunny_love.jpg

Miras
Thursday 10 March 11, 01:47 PM
این بار

ضربه چنان سهمگین بود...

که زخمی نشدم!

فراموشی گرفت وجودم را!

Miras
Thursday 10 March 11, 01:48 PM
تو

سکوت آرام شب هایم را

خط خطی می کنی

و روز هایم را

به جای آغاز یک فرصت تازه

به روزمرگی وظایف بی پایان

تبدیل می کنی.

تو ....مرا...

به عمد میرانی و

به قصد می کشی و

در عین حال،

سطح عمیق جراحات دردناکم را

با نوازشی

پاره پاره می کنی

Miras
Thursday 10 March 11, 01:58 PM
دنگ... دنگ...

آونگم..

آونگ

از چب به راست و از راست به چب

از خواب های عمیق عرق کرده

به بی خوابی های عمیق تر کلافه

از عشق ...

و اشک

به درد ....

و نفرت مچاله شده در دستمال های کاغذی...

از گنجشک های کوچک پف کرده بر سر چاله های آب

به کلاغ های پیر کثیف ..

که تکه های متعفن مجهولی را در زمین دفن می کنند

از چشم های بی حد.. باز

به کوری مطلق
.
.
.

از روز های آفتابی داغ بی نفس

به سگ لرز های مهجور شبانه

****

مرز ها را گم کرده ام

و پاهایم روی لبه دیوار ها پس و پیش می روند ...

و ذهنم انگار خودش را

لا به لای یکی از آن کتاب های پر برگ خاک آلوده مدفون کرده

Miras
Thursday 10 March 11, 02:02 PM
"فصل ها"

از تو در سَرَم

بهارها مانده اند و

بر سَرَم

زمستان ها

SHahab
Thursday 10 March 11, 02:03 PM
http://raminep.googlepages.com/ney.jpg

http://aminiasl.googlepages.com/Raft.jpg

SHahab
Thursday 10 March 11, 02:06 PM
http://www.tehranpic.net/images/q8f00yhiqi4jcr5gn40w.jpg

XAZAL
Thursday 10 March 11, 04:40 PM
دییردیم دوزرم من یالان ددیم

آیریلیق چتیندی دوزه بیلمیرم

ناشی اوزنچییم غم دریاسینین

سویی چوخ دریندی اوزه بیلمیرم



گوز یاشیم اود توتوب آلشدی گیلم

یول اوسته داغلمش قارا بیر کولم

باغشلا سوگیلیم خسته بولبولم

نغمه لر دوداغدا دوزه بیلمیرم



سوگیمیز اولممیش گوری قازلمش

آریا حسرتین یولی آزلمش

یا آنین یازیسی بله یازلمش

یادا کی گلمیشیخ گوزه بیلمرم



وراغیم جیریلمش ایتیب قلمیم

وصال دنیزینده سینیبدی گمیم

بیره دوزنمیردیم یوز اولوب غمیم

نجه دوزه جه یم یوزه؟ بیلمیرم

saray
Thursday 10 March 11, 10:31 PM
این شعر کاندیدای شعر برگزیده سال 2005 شده

توسط یک بچه آفریقایی نوشته شده و استدلال شگفت انگیزی داره




وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم


وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم


وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم


و تو، آدم سفید


وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی


وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای


وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی


و وقتی می میری، خاکستری ای


و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟

saray
Thursday 10 March 11, 10:36 PM
--«((مادر))»--

http://www.islamupload.ir/images/a2p6rx2uncnfjm8hzpw.jpg
وقتي که تو ۱ ساله بودي.

اون (مادرت) بِهت غذا ميداد و تو رو تر و خشک مي کرد ...
تو هم با گريه کردن در تمام شب از اون تشکر مي کردي!

http://friends18.com/img/divider/0124.gif
وقتي که تو ۲ ساله بودي

اون، بهت ياد داد تا چه جوري راه بري.
تو هم اين طوري ازش تشکر مي کردي، که وقتي صدات مي زد، فرار مي کردي!

http://friends18.com/img/divider/0124.gif
وقتي که تو ۳ ساله بودي

اون، با عشق، تمام غذايت را آماده مي کرد.
تو هم با ريختن ظرف غذات ،کف اتاق،ازش تشکر مي کردي !

http://friends18.com/img/divider/0124.gif
وقتي که تو ۴ ساله بودي

ون برات مداد رنگي خريد.
تو هم، با رنگ کردن ميز اتاق نهار خوري، ازش تشکر مي کردي!

http://friends18.com/img/divider/0124.gif
وقتي که تو ۵ ساله بودي

اون، لباس شيک به تنت کرد تا به مهد کودک بري.
تو هم، با انداختن (به عمد) خودت تو گِل، ازش تشکر کردي !

http://friends18.com/img/divider/0124.gif
وقتي که تو ۶ ساله بودي

اون، تو رو تا مدرسه ات همراهي مي کرد.
تو هم، با فرياد زدنِ : من نمي خوام برم!، ازش تشکر مي کردي ...!

http://friends18.com/img/divider/0124.gif
وقتي که تو ۷ ساله بودي

اون، برات یک توپ فوتبال خريد.
تو هم، با شکستن پنجره همسايه کناري، ازش تشکر کردي!!!



وقتي که تو ۸ ساله بودي

اون، برات بستني خريد.
تو هم، با چکوندن (بستني) به تمام لباست، ازش تشکر کردي!



وقتي که تو ۹ ساله بودي

اون، هزينه کلاس پيانوي تو رو پرداخت.

تو هم، بدون زحمت دادن به خودت براي ياد گيري پيانو، ازش تشکر کردي!



وقتي که تو ۱۰ ساله بودي

اون، تمام روز رو رانندگي کرد تا تو رو از تمرين فوتبال به کلاس ژيمناستيک و از اونجا به جشن تولد دوستانت، ببره....
تو هم با بيرون پريدن از ماشين، بدون اينکه حتی پشت سرت رو هم نگاه کني ازش تشکر کردي !



وقتي که تو ۱۱ ساله بودي

اون تو و دوستت رو براي ديدن فيلم بهسينما برد.
تو هم، ازش تشکر کردي: ازش خواستي که در يه رديف ديگه بشينه !



وقتي که تو ۱۲ ساله بودي

اون دلسوزانه تو رو از تماشاي بعضي برنامه هاي تلوزِيِونی بر حذر داشت.
تو هم، ازش تشکر کردي: صبر کردي تا از خونه بيرون بره و بعد ...



وقتي که تو ۱۳ ساله بودي

اون بهت پيشنهاد داد که موهاتو اصلاح کني.
تو هم، ازش تشکر کردي، با گفتن اين جمله: تو اصلاً سليقه اي نداري!

http://friends18.com/img/divider/0124.gif
وقتي که تو ۱۴ ساله بودي

اون، هزينه اردو يک ماهه تابستاني تو رو پرداخت کرد.
تو هم،ازش تشکر کردي: با فراموش کردن نوشتن يک نامه ساده !!!



وقتي که تو ۱۵ ساله بودي

اون از سرِ کار برمي گشت و مي خواست که تو رو در آغوش بگيره و ابراز محبت کنه ...
تو هم، ازش تشکر کردي: با قفل کردن درب اتاقت!



وقتي که ۱۶ ساله بودي

اون بهت رانندگي ياد داد ...
تو هم ،هر وقت که مي تونستي ماشين رو بر مي داشتي و مي رفتي ؛ اینجوری ازش تشکر کردي!



وقتي که تو ۱۷ ساله بودي

و وقتيکه اون منتظر يه تماس مهم بود :
تمام شب رو با تلفن صحبت کردي و، اينطوري ازش تشکر کردي



وقتي که تو ۱۸ ساله بودي

اون ، در جشن فارغ التحصيلي دبيرستانت، از خوشحالي گريه مي کرد..
تو هم، ازش تشکر کردي،اينطوري که تا تموم شدن جشن، پيش مادرت نيومدي!



وقتي که تو ۱۹ ساله بودي

اون، شهريه دانشگاهت رو پرداخت، همچنين، تو رو تا دانشگاه رسوند و وسائلت رو هم حمل کرد.
تو هم، ازش تشکر کردي،:با گفتن خداحافظِ خشک و خالي، بيرون خوبگاه، به خاطر اينکه نمي خواستي جلوی دوستات خودتو دست و پا چلفتي و بچه ننه نشون بدي!!



وقتي که تو ۲۰ ساله بودي

اون، ازت پرسيد که، آيا شخص خاصي به عنوان همسر مد نظرت هست؟
تو هم، ازش تشکر کردي با گفتنِ: به تو ربطي نداره !



وقتي که تو ۲۱ ساله بودي

اون، بهت پيشنهاد خط مشي براي آينده ات داد.
تو هم، با گفتن اين جمله ازش تشکر کردي: من نمي خوام مثل تو باشم!!!



وقتي که تو ۲۲ ساله بودي

اون تو رو، در جشن فارغ التحصيلي دانشگاهت در آغوش گرفت.
تو هم،ازش تشکر کردي،ازش پرسيدي که: مي توني هزينه سفر به اروپا را برام تهيه کني؟!



وقتي که تو ۲۳ ساله بودي

اون، براي اولين آپارتمانت، بهت اثاثيه داد.
تو هم، ازش تشکر کردي،با گفتن اين جمله، پيش دوستات،:اون اثاثيه ها زشت و قدیمی هستن!



وقتي که تو ۲۴ ساله بودي

اون دارايي هاي تو رو ديد و در مورد اينکه، در آينده مي خواي با اون ها چي کار کني، ازت سئوال کرد..
تو هم با دريدگي و صدايي (که ناشي از خشم بود) فرياد زدي:مــادررر،لطفا تو کارام دخالت نکن !



وقتي که تو ۲۵ ساله بودي

اون، کمکت کرد تا هزينه هاي عروسي رو پرداخت کني، و در حالي که گريه مي کرد بهت گفت که: دلم خيلي برات تنگ مي شه...
تو هم ازش تشکر کردي، اينطوري که، يه جاي دور رو براي زندگيت انتخاب کردي!!!



وقتي که تو ۳۰ ساله بودي

اون، از طريق شخص ديگه اي فهميد که تو بچه دار شدي و به تو زنگ زد.
تو هم با گفتن اين جمله ،ازش تشکر کردي، همه چيز ديگه تغيير کرده !!!



وقتي که تو ۴۰ ساله بودي

اون، بهت زنگ زد تا روز تولد يکي از اقوام رو يادآوري کنه.
تو هم با گفتن"من الان خيلي گرفتارم" ازش تشکرکردي!



وقتي که تو ۵۰ ساله بودي

اون، مريض شد و به مراقبت و کمک تو احتياج داشت.
تو هم با سخنراني کردن در مورد اينکه والدين، سربار فرزندانشون مي شن، ازش تشکر کردي!!!



و سپس...
يک روز، اون، به آرامي از دنيا ميره و تمام کارهايي که در حق مادرت انجام ندادي، مثل تندر بر قلبت فرود مياد ...

http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTh3miVdZpZQt6zb5aLhzSUhJOe_OmyS o1HEYx5yupxmP57X8KY

اگه مادرت،هنوز زنده هست، فراموش نکن که بيشتر از هميشه بهش محبت کني : با كوچكي يك بوسه تا بزرگي گفتن : مادر دوستت دارم ...

XAZAL
Friday 11 March 11, 03:03 AM
اقرار باید کرد حزن انگیزم امشب

من از تمام فصلها...پاییزم امشب

با ذربین باید نگاهم کرد.زیرا

چیزی شبیه ذره ای ناچیزم امشب

بگذار تا روشن بگویم مثل دریا

آشفته حالم.از جنون لبریزم امشب

با دوست و دشمن ندارم هیچ کاری

از سایه ی خود نیز می پرهیزم امشب

حس میکنم مانند تندیسی ترک پوش

با یک تلنگربر زمین می ریزم امشب

XAZAL
Friday 11 March 11, 03:31 AM
دلم می خواد برم...
برم یه جای دور ... تو یه کوهستان برفی تو یه کلبه کوچیک دور از همه ادما...
این خواسته جدیدی نیست... مدت هاست که تو اوج خستگی دلم یه جای دنج می خواد... جایی که حتی برق هم نداشته باشه ... سکوت باشه و سکوت... نه چراغی ... نه تلفنی ... نه حتی نت! من باشم و چند جلد کتاب و صبح رو با طلوع شروع کردن و صدای گنجشک ها و شب با اولین ستاره به بستر رفتن و گوش کردن به زوزه گرگ ها...جایی که جست و خیز بچه خرگوش ها برام بشه بهونه لبخند و پای زخمی بچه روباه که تو تله افتاده بشه بهونه گریه... جایی که زمستونش زیر برف سفید باشه و وقتی بهار رسید همه جا سبز باشه...
تنهای تنها... انقدر تنها که فقط با کوه حرف بزنی...

XAZAL
Friday 11 March 11, 03:34 AM
چترمو ببرم يا نه؟!
دل می گه هوا ابريه
عقل می گه آفتابيه
نمی دونم چترمو ببرم يا نه؟!

XAZAL
Friday 11 March 11, 03:35 AM
دوری تو
بارانزاست
سبز می کند
اشکهای انتظارم را

XAZAL
Friday 11 March 11, 03:35 AM
حرفهای دلم
حرفهای دلم رو
سوا نکن
درهم بخون؛
ارزونتر می شه

XAZAL
Friday 11 March 11, 03:37 AM
بيا
در قلب سنگی ام
که از تپش
به تو نزديکتر است
خانه کن؛
خانه خدا هم
از سنگ است

XAZAL
Friday 11 March 11, 03:46 AM
چه تنها شدم باز
خالی شدم
شب شدم انگار
دلتنگم مبهم، بی ستاره، پر غم، بيهوده، پر نم باز
گريه ضروريست
باران، پشت پنجره نيست
مرده شدم انگار
تپش ضروريست

XAZAL
Friday 11 March 11, 03:49 AM
وقتی رفتم کنار حوض، سايه ام خودکشی کرد تو آب، نتونستم واسش کاری کنم، کاش آفتاب نبود.

XAZAL
Friday 11 March 11, 03:58 AM
عادت کردم به دیدنت
عادت کردم به بودنت
عادت کردم به شنیدنت


عادت کردم به حضورت
عادت کردم به نوشتنت


عادت کردم به......


و من حالا با این همه عادت های با تو بودن ،بی تو، تنها چه کنم؟؟؟؟؟
آره می دونم فقط .................. تحمل

XAZAL
Friday 11 March 11, 04:05 AM
کاش می شد که نفهمم که چه تنها ماندم ؛ و نبینم که طلوع خورشید خبر از شب آورد...

قاصدک کاش فقط یک بار بی خبر بودی ونمی گفتی که فردا،روز تیره تر خواهد شد....

http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/12.gif http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/02.gif http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/12.gif http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/02.gif http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/12.gif

XAZAL
Friday 11 March 11, 08:46 AM
حرفهای دلم
حرفهای دلم رو
سوا نکن
درهم بخون؛
ارزونتر می شه

Ali.AzarTurk
Friday 11 March 11, 09:17 AM
دنـــــیــای من تاریــــک و غمـــــــگیـــنه ،
بار جـــــدایی خیلی سنـــــگینـــــــه
هرکـــــس که از حالـــــم خبـــــر داره
، از شــــــــونه هام این بـــــــارو برداره

Miras
Saturday 12 March 11, 12:45 AM
دل سپردم به فردای تاريکت
ماندم در سکوت پژمرده خيالت.

دست کشيدم از نگاه هايی که
دل دادند به نگاه بارانی ام.

دل را دور راندم
از دل هايی که دل سپردند
به آوای پر سوز بودنم.

حسرت نشين سرای دل بی آرزوی پروازت شدم.

بودنم را،
به حراج عشق تو گذاردم.

چه خالی از دیروز،
فردایم را به تو بخشیدم.

Miras
Saturday 12 March 11, 12:51 AM
از غربت مزار خودم گریه ام گرفت
از زخم ریشه دار خودم گریه ام گرفت

وقتی که پرده پرده دلم را نواختم
از ناله ی سه تار خودم گریه ام گرفت

پاییز می وزد و تو لبخند می زنی
اما من از بهار خودم گریه ام گرفت

همچون شهاب سوخته، آن سوی کهکشان
در حلقه ی مدار خودم گریه ام گرفت

یک تکه آفتاب برایم بیاورید
از آسمان تار خودم گریه ام گرفت

Miras
Saturday 12 March 11, 12:52 AM
آمد و آتش به جانم کرد و رفت
با محبت امتحانم کرد و رفت

آمد و بنشست و، آشوبی بپا
در میان دودمانم کرد و رفت

آمد و روئی گشود و، شد نهان
نام خود، ورد زبانم کرد و رفت

آمد و او دود شد، من شعله ای
در وجود خود، نهانم کرد و رفت

آمد و برقی شد و، جانم بسوخت
آتشین تر، این بیانم کرد و رفت

آمدو آیینه گردانم بشد
طوطی بی همزبانم کرد و رفت

آمد و قفل از دهانم بر گشود
چشمه ی آب روانم کرد و رفت

آمد و تیری زد و، شد ناپدید
همچنان صیدی نشانم کرد و رفت

آمد و چون آفتی در من فتاد
سر به سوی آسمانم کرد و رفت

Miras
Saturday 12 March 11, 12:52 AM
گفتی که

چو خورشید زنم سوی تو پر

چو ماه میکشم از پنجره سر

افسوس که خورشید شدی وقت غروب

اندوه که ماه شدی وقت سحر

Miras
Saturday 12 March 11, 12:53 AM
آن قاصدك كه برايت فوت كردم

جايي بين ما
سرش به هوا شد و
انگار به تو نرسيد

تمام زندگي ام را نذر مي كنم
به نيت سر به راهي قاصدك

كه بيايد
نام مرا توي گوش تو زمزمه كند

Miras
Saturday 12 March 11, 01:00 AM
دیدی آن را كه تو خواندی به جهان یارترین

سینه را ساختی از عشقش سرشارترین

آن كه می گفت منم بهر تو غمخوار ترین

چه دل آزار شد آخر، چه دل آزار ترین

دیدی…؟!!

araz_urmu
Saturday 12 March 11, 01:15 AM
سلام سیزه انشالاه بو گون مسی جیراجاییخ هامی گلسین ایستادیوما ال بیر اولاخ بیرلیکله مسی جیریخ جیریخ کرمانا گوندرخ
بیلدیر کی یادان چیخمیپ نه قدر بیزلره کرمان دا سویوش الدیلر

alparartash
Saturday 12 March 11, 01:21 AM
hiç kimsə olmadi sənin kimin

alparartash
Saturday 12 March 11, 01:25 AM
اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (1 کاربران و 1 مهمان ها)

almasildirim (http://forum.tractorfc.com/member.php?6433-almasildirim)
heç kim yox

masoom
Saturday 12 March 11, 05:00 AM
با عرض سلام خسته نباشید خدمت شما.اسم من امین مجیری 21 سالمه عضو تیم ارومیه جوان ام.می خوام تو تیم تراکتور باشم البته با تست.اگه امکان داره یه وقت بذارین که من بیام تست بدم یا حتی الامکان به تیم های دیگه ی تبریزی معرفیم کنین اما قول میدم تو هر تیم تبریزی که باشم مخصوصا تیم تراختور با تمام وجودم بازی کنم.

gunes_azer
Saturday 12 March 11, 08:51 AM
səlamlar. səhəriz xeyr olsun.1

SHahab
Saturday 12 March 11, 10:02 AM
http://bahar-20.com/pichak/albums/userpics/10001/341.jpg

SHahab
Saturday 12 March 11, 10:39 AM
http://fashionboy.persiangig.com/image/854645645.jpg

SHahab
Saturday 12 March 11, 10:48 AM
http://img1.coolspacetricks.com/images/commentgraphics/emo/80249.jpghttp://images2.layoutsparks.com/1/212141/emo-love-135-hang...jpg

SHahab
Saturday 12 March 11, 10:57 AM
http://love-4-love.persiangig.com/image/love-4-love-wall.jpg

http://sweetkiss.persiangig.com/image/Persian%20Love/deltang1_heart_alone(www.sweetkiss.blogfa.com).jpg

http://ecard.darkhasti.net/albums/userpics/10006/vaghti%20to%20ro%20nadaram_copy.jpg

SHahab
Saturday 12 March 11, 10:57 AM
http://photocup.webphoto.ir/photos/ph494062.jpg

SHahab
Saturday 12 March 11, 11:08 AM
http://up.clip2ni.com/i/images/9zutpuesmr3us5mn1d1f.jpg

amir220
Saturday 12 March 11, 12:49 PM
کسی که رنگ پریدگی خزان را ادراک کرده باشد به نیرنگ گل های رنگ رنگ دل نخواهد بست
به بی وفایی چون تو ديگر هرگز اعتماد نخواهم کرد=((

amir220
Saturday 12 March 11, 12:52 PM
بی وفا پشت این پنجره جز
هیچ بزرگ چیزی نیست
آنقدر ساده گذاشتی که بگریم
که نفهمیدی سیل، توراهم برد
جز هیچ ، هیچ ندارم که بگویم
این آخرین خنده های لاغرم بود
شاید دیگر مرا نبینی !

amir220
Saturday 12 March 11, 01:04 PM
تو که رفتی پریشون شد خیالم ، همه گفتن که من دیوونه حالم ، نمی دونن که این دیوونه در فکر شفا نیست ، که هرچی باشه اما بی وفا نیست

amir220
Saturday 12 March 11, 01:04 PM
ای بيوفا ز داغ تو در دل شــــرر فتاد
وز دیده اشک غـــم ز محبت ثمر فتاد
جورم چنان بدل بنـــمودی که قلب من
گــردیده پاره پاره و از تن بدر فتاد

amir220
Saturday 12 March 11, 01:05 PM
روزی که نگاهت دلم را نشانه رفت
گویی تمام غصه ها ازین خانه رفت
ماه از شبم گذشت وبی بهانه رفت
به چشمان خسته ام قسم یار بيوفا

amir220
Saturday 12 March 11, 01:05 PM
بی وفایی واژه ی تلخی ست ، حقیقتی زهرآگین ،
فرود دشنه، پی در پی ، بر پیکره ی دوستت دارمها ،
هرگز تبرئه ای نیست
آنکه را که را چنین به کشتن قلب آهنگین عشق برخاست و دلی را که پژمرد ...

amir220
Saturday 12 March 11, 01:10 PM
نداشتن تو یعنی اینکه دیگری تو را دارد، نمی دانم نداشتن ات سخت تر است یا تحمل اینکه دیگری تو را داشته باشد

amir220
Saturday 12 March 11, 01:11 PM
وای از نـیمـه شبـی
کـه بیـدار شـوم
تـو را بـخواهـم
و خـودم را در آغـوش دیـگری بیـابم...!=((

amir220
Saturday 12 March 11, 01:36 PM
اگه زندگیم در یه کاسه آب خلاصه می شد ...
اونو بدرقه راهت می کردم...:x

amir220
Saturday 12 March 11, 01:36 PM
دلم به بهانه همیشگی گریست...بگذار بگرید وبداند
هر آنچه خواست همیشه نیست...!!!:(

rezaazari
Saturday 12 March 11, 09:19 PM
ییییییییییاششششاسن اذربایجانم

SHahab
Sunday 13 March 11, 09:40 AM
http://www.ayrilikveask.com/wp-content/medya/2007/05/sensizim-sustun-konusmaz-oldun.jpg

amir220
Sunday 13 March 11, 11:44 AM
روزی به دنبال گلی راهی شدم از این کویر / آن گل نگو خار کویر بود و منم یارش شدم / از غم دل همراهش شدم / آن تیغ اول را که زد بر چشم من / گفتم که سهل باشد برای عشق من / چون تیغ دوم را بزد بر چشم من / گفتم کز او خرده مگیر که گل با خارش گل است / تیغ آخر را که زد بر قلب من / گفتم که ای معشوق من ، این جوانمردی نبود در حق من / گفتم چرا زین گونه بر قلبم زدی / گفتا اگر عاشق شدی ، زخم دلم خواهی خوری / این را که گفت آن گل به من / دیدم که بر قلبم نهاد از جانب خود گل به من .

amir220
Sunday 13 March 11, 11:46 AM
هيچ كس اشكي براي ما نريخت، *هر كه با ما بود از ما مي گريخت. چند روزي هست حالم ديدني است، حال من از اين و آن پرسيدني است. گاه بر روي زمين زل مي زنم، گاه بر حافظ تفال مي زنم. حافظ ديوانه فالم را گرفت، يك غزل آمد كه حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم، خود غلط بود آنچه ما پنداشتيم

amir220
Sunday 13 March 11, 11:48 AM
تو را دوست داشتم ولی افسوس که در دادگاه زمانه مرا محکوم به جدایی کردی ، گفتم دوست دارم اما روتو برگردوندی ، گفتم عاشقتم ، سرتو انداختی پایین ، گفتم بدون تو میمیرم ، بهم خندیدی ، حالا که زیر آواره خاکم ، داری گریه میکنی اما سودی نداره =(( :( :((

IRAN_I
Sunday 13 March 11, 11:55 AM
يادمان باشد اگر خاطرمان تنهاشد
طلب عشق هر بي سروپايينكنيم

gunes_azer
Sunday 13 March 11, 12:06 PM
səlamlar
maral gəzər asta asta
enib gələr çeşmə ustə
gözüm yolda könlum səsdə
deyin necə dözüm dağlar

amir220
Sunday 13 March 11, 12:11 PM
;;)قاشلارین اوخدی سنین،عاشقین چوخدی سنین، من سنی چوخ سئویرم خبرین یوخدی سنین:x

amir220
Sunday 13 March 11, 12:12 PM
اگر من نقاش اولام دونیانی زندان چکرم،اولومی- آیرلیقی-حسرتی پشمان چکرم، اگر من صیاد اولام ، سن کیمین جیران اودونا ، اوره گی پاره ادیب عشقیوه هیجران چکرم.:(

amir220
Sunday 13 March 11, 12:13 PM
شمع اگر یانماسا پروانه دولانماز باشینا / نینسین پروانه عاشیقدی شمعین گوز یاشینا:x

amir220
Sunday 13 March 11, 12:16 PM
:(گوزلیم.... گزلریم رحم ایله اغلاتما منی.......... عشقیمین قدرینی بیل.... ایریسینا ساتما منی ..........من سن جان دمیشم..... باقریمی گان ایلمیشم.......................... بو قریبانلرین محملین........ ساتما منی =((

gunes_azer
Sunday 13 March 11, 12:18 PM
edərəm endişəni
mən səbr üçün peşəni
başa vurram teşəni
dönərəm fərhada mən

Rizaqartal
Sunday 13 March 11, 12:29 PM
Ata Baba Sozleri:
Zalıma rǝhm etmǝk, mǝzluma zülm etmǝkdir.

ظاليمه رحم ائتمك، مظلوما ظلم ائتمك دير

Zalımın zülmü yadında qalmaz.

ظاليمين ظلمي ياديندا قالماز

Zalımın ömrü az olar.

ظالمين عمري آز اولار

Zaman axıb gedir, amma hǝr işini qurtarıb getmir.

زمان آخيب گئدير، اما هر ايشي ني گورتاريب گئتمير

Zaman bir nǝhrdir axar, durmaz.

زمان بير نهر دير آخار، دورماز

amir220
Sunday 13 March 11, 12:31 PM
اگر بیز ایکیمیز ده یاپراق اولساق پاییز فصلینده من سنن تئز یئره دوشه جاغام تا سن دوشنده سنی

اوز قوجاغیما آلیم :x

IRAN_I
Sunday 13 March 11, 01:14 PM
هفت شهر عشق را عطار گشت
ما هنوز اندرخم يك كوچه ايم

SHahab
Sunday 13 March 11, 01:29 PM
يالان دونيا

http://www.resimresim.com/data/media/1075/Yalan_Dunya_Avatar_Resimleri.jpg

IRAN_I
Sunday 13 March 11, 01:30 PM
زمانه بر سر جنگاست يا علي مددي
مدد زغير تو ننگ است ياعلي مددي

SHahab
Sunday 13 March 11, 02:09 PM
http://www.islamiyazilar.com/resimler/sensizim-2.jpg

SHahab
Sunday 13 March 11, 02:14 PM
http://www.islamiyazilar.com/resimler/sensizim-5.jpg

SHahab
Sunday 13 March 11, 02:16 PM
http://img03.blogcu.com/v2/images/editor/s/o/n/sonsuzlugum/59366442875903_1259359547.jpg

beshiktash
Sunday 13 March 11, 02:17 PM
یک شب با زنی دیگر !

ارزشمندترین وقایع زندگی معمولا دیده نمیشوند و یا لمس نمیگردند، بلکه در دل حس میشوند. لطفا به این ماجرا که دوستم برایم روایت کرد توجه کنید:

او میگفت که پس از سالها زندگی مشترک، همسرم از من خواست که با زن دیگری برای شام و سینما بیرون بروم. زنم گفت که مرا دوست دارد، ولی مطمئن است که این زن هم مرا دوست دارد و از بیرون رفتن با من لذت خواهد برد.


http://persian-star.org/1389/12/22/dastan/01.jpg (http://www.persian-star.org/)

زن دیگری که همسرم از من میخواست که با او بیرون بروم مادرم بود که 19 سال پیش بیوه شده بود ولی مشغله های زندگی و داشتن 3 بچه باعث شده بود که من فقط در موارد اتفاقی و نامنظم به او سر بزنم.

آن شب به او زنگ زدم تا برای سینما و شام بیرون برویم. مادرم با نگرانی پرسید که مگر چه شده؟ او از آن دسته افرادی بود که یک تماس تلفنی شبانه و یا یک دعوت غیرمنتظره را نشانه یک خبر بد میدانست. به او گفتم: بنظرم رسید بسیار دلپذیر خواهد بود که اگر ما امشب را با هم باشیم. او پس از کمی تامل گفت که او نیز از این ایده لذت خواهد برد.

آن جمعه پس از کار وقتی برای بردنش میرفتم کمی عصبی بودم. وقتی رسیدم دیدم که او هم کمی عصبی بود کتش را پوشیده بود و جلوی درب ایستاده بود، موهایش را جمع کرده بود و لباسی را پوشیده بود که در آخرین جشن سالگرد ازدواجش پوشیده بود. با چهره ای روشن همچون فرشتگان به من لبخند زد. وقتی سوار ماشین میشد گفت که به دوستانش گفته امشب با پسرم برای گردش بیرون میروم و آنها خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند.

ما به رستورانی رفتیم که هر چند لوکس نبود ولی بسیار راحت و دنج بود. دستم را چنان گرفته بود که گوئی همسر رئیس جمهور بود. پس از اینکه نشستیم به خواندن منوی رستوران مشغول شدم. هنگام خواندن از بالای منو نگاهی به چهره مادرم انداختم و دیدم با لبخندی حاکی از یاد آوری خاطرات گذشته به من نگاه میکند، به من گفت یادش می آید که وقتی من کوچک بودم و با هم به رستوران میرفتیم او بود که منوی رستوران را میخواند.


http://persian-star.org/1389/12/22/dastan/02.jpg (http://www.persian-star.org/)

من هم در پاسخ گفتم که حالا وقتش رسده که تو استراحت کنی و بگذاری که من این لطف را در حق تو بکنم. هنگام صرف شام گپ وگفتی صمیمانه داشتیم، هیچ چیز غیر عادی بین ما رد و بدل نشد بلکه صحبتها پیرامون وقایع جاری بود و آنقدرحرف زدیم که سینما را از دست دادیم...


http://persian-star.org/1389/12/22/dastan/03.jpg (http://www.persian-star.org/)

وقتی او را به خانه رساندم گفت که باز هم با من بیرون خواهد رفت به شرط اینکه او مرا دعوت کند و من هم قبول کردم. وقتی به خانه برگشتم همسرم از من پرسید که آیا شام بیرون با مادرم خوش گذشت؟ من هم در جواب گفتم خیلی بیشتر از آنچه که میتوانستم تصور کنم.

چند روز بعد مادرم در اثر یک حمله قلبی شدید درگذشت و همه چیز بسیار سریعتر از آن واقع شد که بتوانم کاری کنم.

کمی بعد پاکتی حاوی کپی رسیدی از رستورانی که با مادرم در آن شب در آنجا غذا خوردیم بدستم رسید. یادداشتی هم بدین مضمون بدان الصاق شده بود: نمیدانم که آیا در آنجا خواهم بود یا نه ولی هزینه را برای 2 نفر پرداخت کرده ام یکی برای تو و یکی برای همسرت. و تو هرگز نخواهی فهمید که آنشب برای من چه مفهومی داشته است، دوستت دارم پسرم.


http://persian-star.org/1389/12/22/dastan/04.jpg (http://www.persian-star.org/)

و در آن هنگام بود که دریافتم چقدر اهمیت دارد که بموقع به عزیزانمان بگوئیم که دوستشان داریم و زمانی که شایسته آنهاست به آنها اختصاص دهیم.

هیچ چیز در زندگی مهمتر از خانواده نیست.
زمانی که شایسته عزیزانتان است به آنها اختصاص دهید زیرا هرگز نمیتوان این امور را به وقت دیگری واگذار نمود.
این متن را برای همه کسانی که والدینی مسن دارند بفرستید.
به یک کودک، بالغ و یا هرکس با والدینی پا به سن گذاشته.
امروز بهتر از دیروز و فرداهای ناشناخته است ...

beshiktash
Sunday 13 March 11, 02:22 PM
نترس ترین نظافتچی های دنیا !



http://persian-star.org/1389/12/21/Nezafat/001.jpg (http://www.persian-star.org/)


http://persian-star.org/1389/12/21/Nezafat/002.jpg (http://www.persian-star.org/)


http://persian-star.org/1389/12/21/Nezafat/003.jpg (http://www.persian-star.org/)


http://persian-star.org/1389/12/21/Nezafat/004.jpg (http://www.persian-star.org/)


[/URL]


(http://www.persian-star.net/)





(http://www.persian-star.org/)


http://persian-star.org/1389/12/21/Nezafat/009.jpg (http://www.persian-star.info/)





(http://www.persian-star.org/)





[URL="http://www.persian-star.net/"]http://persian-star.org/1389/12/21/Nezafat/013.jpg (http://www.persian-star.org/)


http://persian-star.org/1389/12/21/Nezafat/014.jpg (http://www.persian-star.org/)


http://persian-star.org/1389/12/21/Nezafat/015.jpg (http://www.persian-star.org/)


http://persian-star.org/1389/12/21/Nezafat/016.jpg (http://www.persian-star.org/)

Amor
Sunday 13 March 11, 02:27 PM
من همان نورم

سالها پیش از این

زیر یک سنگ گوشه ای از زمین

من فقط کمی خاک بودم همین

یک کمی خاک که دعایش

پرزدن آنسوی آسمان بود

آرزویش همیشه

دیدن آخرین قله ی کهکشان بود

*

خاک هر شب دعا کرد

از ته دل خدا را صدا کرد

یک شب آخر دعایش اثر کرد

یک فرشته تمام زمین را خبر کرد

و خدا تکه ای خاک را برداشت

آسمان را در آن کاشت

خاک را

توی دستان خود ورز داد

روح خود را به او قرض داد

خاک

توی دست خدا نور شد

پر گرفت از زمین دور شد

راستی

من همان خاک خوشبخت

من همان نور هستم

پس چرا گاهی اوقات

اینهمه از خدا دور هستم!

gunes_azer
Sunday 13 March 11, 04:49 PM
su gəlir məndən ötür
axır çəməndən ötür
mən hara dağ-daş hara
gəzırəm səndən ötür

OrGeneral
Sunday 13 March 11, 11:25 PM
آذربایجان ایفتیخاری عارف غفوری
رای وئرین فینالدا بیرینجی اُلسون
http://www.yeteneksizsinizturkiye.org/yetenek-sizsiniz-turkiye-birincisi-kim-olur.html

saray
Monday 14 March 11, 01:06 AM
بوی عیدی ، بوی توپ
بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس جانماز ترمه مادر بزرگ

با اینا زمستونو سر می کنم
با اینا خستگیمو در می کنم.

شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد !!
بوی اسکناس تانخورده ی لای کتاب

با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو سر میکنم

فکر قاشق زدن
یه دختر چادر سیا
شوق یک خیز بلند از روی بته های نور
برق کفش جفت شده تو گنجه ها

با اینا زمستونو سر می کنم
با اینا خستگیمو در می کنم
عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه
بوی گل محمدی
که خشک شده لای کتاب !!

با اینا زمستونو سر می کنم
با اینا خستگیمو در می کنم

با اینا زمستونو سر می کنم
با اینا خستگیمو در می کنم

با اینا زمستونو سر می کنم
با اینا خستگیمو در می کنم....

saray
Monday 14 March 11, 01:08 AM
مردان در مسیر عشق به وسعت نامتنهی نامردند گدایی عشق می کنند تا زمانی که به تسخیر قلب زن مطمئن نیستند، اما ...
همین که مطمئن شدند؛ نامردی را در حد مردانگی انجام می دهند... dr shariati